تبليغاتX
به وبلاگ ماهنامه پاتو جاغوری خوش آمدید - شماره پانزدهم ماهنامه پاتو ()

دوشنبه 1389/08/10

شماره پانزدهم ماهنامه پاتو ()

صحفه (۱)

بنام پروردگار

پاتو :ماهنامه ی علمی ،فرهنگی واجتماعی

صاحب امتیاز:    مجمع فرهنگی نور

مدیرمســــول: فرهاد اخـــــــلاصی

سردبــــــــــیر:عصمت الله عرفانی

هیات تحریر: محمد ضیا غریب ،مرضیه نبوی ،حبیبه سيرت، گل شاه نوری،محبوبه حیدری،

لطیفه شیدا،بنفشه احمدی،سلطان حیدری،سعیده صمدی، خاتمه یوسفی، ،فاطمه فروتن ، 

داود فیاضی،عصمت الله سروش ، ، شكريه حيدري و مسعود حسینی

مراكز پخش: پاتو دوكان علي اكبرمحسني سنگماشه دفترمجله قلم انگوري كتابفروشي آشنا

 حروف چین: سلطان محمدي، لطيفه شيدا و محبوبه حيدري

همكاران انترنتي : محترم نصرالله مومن زاده در سنگماشه و محمد علي سروري در اتريش

صـــفحه آرا:  استا د سحر     گذارشگر: نورالله نوري

گپ های این شماره

گپ اول..........................................................................................................ص 2

دموکراسی، انتخابات و انسانی ساختن سیاست.............................................ص 3

مرثیه در سوگ آیینه .........................................................................................ص6

مصاحبه با محترم خداداد فقیهی   ..................................................................... ص 7

مصاحبه  با محترم خداد عرفانی   …………….................................................... .ص 8

مصاحبه با محترم الحاج عباسی  ....................................................................ص 10

مصاحبه ماهنامه پاتو با محترم  انجنیر نفیسه عظیمی  ..............................ص 11

بیوگرافی محترم شکرالله حیدری ....................................................................ص 12

گزارش از مکتب شهید قربانعلی.....................................................................ص14

لیست کاندیدان.........................................................................................ص 16

 بت پرستان دیروز و زیارتگاه های دروغین امروز............... ..............................ص 18

توجه!

v     1:  ماهنامه پاتومطالب همه ی عزیزان را استقبال می نماید.

v     2:   درویرایش وپیرایش مطالب دست باز دارد

v     3:  نظریات مطرح شده الزاما دیدگاه نشریه نیست

v     4:   ومطالب ارسالی باز پس داده نمی شود.

v     5:  ازانتقادات وپیشنهادات سازنده ی دوستان استقبال می گردد.

 صفحه (۲)

استقلال سياسي افغانستان و زمينه‌هاي بين‌المللي آن

استقلال افغانستان در 19 اگست سال 1919 ميلادي برابر با 28 اسد 1298 خورشيدي در ضمن جنگ نسبتاً كوتاهي كه امير امان الله خان با انگليس ها راه انداخت رسماً اعلام شد. انگليس‌ها پيش از آن دو بار دست به حمله‌ي نظامي بر افغانستان زده بودند كه هريك آن در زمينه‌ي رقابت‌هاي استعماري كشورهاي قدرتمند آن زمان، مخصوصاً روسيه و انگليس، قابل بررسي است. بار اول انگليس‌ها در سال 1839 در زمان حكومت دوست محمد خان در پي ورود نمايندگان روسيه به افغانستان براي پي‌ريزي روابط دوستانه ميان اين دو كشور، و معاهده‌ي سه‌جانبه انگليس‌ها با شاه شجاع و سِك‌هاي پنجاب به افغانستان حمله آوردند كه در اثر جنگ‌هاي مردم بعد از سه سال در سال 1842 وادار به ترك افغانستان شدند. بار ديگر به دنبال تيرگي روابط انگليس‌ها با امير شيرعلي خان، و باز هم نزديكي روابط امير با روسيه تزاري،‌در سال 1879 به افغانستان هجوم آوردند. اين بار افغانستان در اثر انعقاد معاهده‌ي گندمك ميان انگليس‌ها و امير محمد يعقوب خان استقلال سياسي خود را رسماً از دست داد و انگليس‌ها متولي سياست خارجي كشور گرديدند. پس از آن امير عبدالرحمان در اثر توافق دو ابرقدرت آن زمان، انگليس و روسيه، به قدرت رسيد. وي مواد معاهده‌ي گندمك را همچنان جاري و نافذ شناخت و انگليس‌ها را در تعيين سياست خارجي خود صاحب صلاحيت دانست. امير عبدالرحمان كه به امير آهنين مشهور است، با استبداد و خشونت شديدي به سركوبي حكومت هاي ملوك‌الطوايفي قبايل و راه اندازي جنگ‌هاي مذهبي و قومي در مقابل اقوام مختلف كشور پرداخت و صدها هزار انسان را به قتل رساند كه باعث شد در طول بيش از بيست سال دوران حكومت‌اش منضبط ترين و سركوبگرترين حاكميت متمركز سياسي را در افغانستان به وجود بياورد. هنگامي كه حكومت به دست پسرش امير حبيب‌الله خان افتاد، تمامي حكومت‌هاي محلي از ميان برداشته شده‌بود و چنانچه خود امير آهنين گفته‌بود، هيچ نيروي مخالف در داخل كشور در مقابل حبيب‌الله خان باقي نمانده بود؛ به همين دليل دوران حكومت 18 ساله‌ي او با آرامش نسبي در داخل كشور همراه بود.

با نگاهي به تاريخ صدساله‌ي پيش از استقلال كشور در مي‌يابيم كه اكثريت بحران‌ها و تحولات بزرگ افغانستان متأثر از تحولات و صف بندي‌ها و خواسته‌هاي كشور‌هاي قدرت‌مند استعماري آن زمان بوده است. بنابراين دوران اميرعبدالرحمان خان و اميرحبيب‌الله خان را نيز مي‌توان با توجه به تحولات بين‌المللي آن زمان دقيق‌تر مورد بررسي قرار داد. تاريخ سياسي اروپا از سال 1870 با سقوط امپراتوري فرانسه و ايجاد امپراتوري جديد آلمان مسير تازه‌اي يافته بود. رقابت‌هاي سياسي- نظامي آلمان با كشورهاي فرانسه و انگلستان و روسيه و ايجاد اتحاد مثلث ميان آلمان و امپراتوري اتريش- مجارستان و ايتاليا،‌ و اتفاق مثلث ميان فرانسه، انگلستان و روسيه باعث شد كه كشورهاي اروپايي با تقسيم شدن ميان اين دو بلوك به طرف صف‌آرايي نظامي در مقابل همديگر پيش بروند كه سرانجام به جنگ جهاني اول منجر شد. فرانسه و روسيه كه هركدام به نوبت بزرگ‌ترين حريفان استعمارگر انگليس در افغانستان و كشور‌هاي همسايه‌ي آن بودند، حالا به خاطر يافتن دشمن مشترك در كنار همديگر قرار گرفته بودند و متحد نظامي هم شده بودند. بنابراين هركدام تلاش مي‌كردند كه جنگ و منازعات شان را با مصالحه خاتمه ببخشند، لذا افغانستان نيز در اين دوره در روابط خارجي خود ثبات نسبي پيدا كرده بود.

اما در داخل كشور اوضاع در تحت تأثير ديدگاه‌هاي آزادي خواهانه و فضاي روشنفكرانه‌اي كه در زمان اميرحبيب‌الله خان توسط كساني مثل محمود طرزي و عبدالهادي داوي و ديگران خلق شده بود، جهت تازه‌اي مي‌يافت. در نيمه‌ي اول حكومت امير حبيب‌الله خان اولين مكتب (ليسه‌ي حبيبيه) در كشور ايجاد شد و سپس نشريه‌ي سراج الاخبار منتشر شد. سراج الاخبار با آنكه بيش از يك شماره منتشر نشد، اما فضاي آزادي خواهانه تداوم يافت كه سرانجام منجر به ايجاد جنبش مشروطيت در افغانستان شد. دور دوم نشرات سراج‌الاخبار در سال 1911 به سرپرستي محمود طرزي آغاز شد كه تا سال 1919 ادامه يافت. سراج‌الاخبار فضاي روشنفكرانه و حس آزادي خواهي را بسيار تقويت كرد. به همين دليل استقلال كشور مهم‌ترين شعار سياسي آن روزگار در حلقات مختلف مردم شده بود.

در جريان جنگ جهاني اول (از 1914 تا 1918) انگليس‌ها كه اين فضاي جديد را درك كرده بودند، اميرحبيب‌الله خان را با وعده‌ي استرداد استقلال افغانستان بعداز ختم جنگ، به آرامش و بي‌طرفي در جنگ دعوت كردند. با آنكه در سال 1915 نمايندگان آلمان و تركيه براي جلب حمايت امير به افغانستان آمدند، ولي امير موقف بي‌طرفي خود را حفظ كرد. انگليس‌ها و متفقين در جنگ پيروز شدند و بنابرآن وعده‌ي استقلال كشور معلق ماند. امير حبيب‌الله خان در سال 1919 در جريان تفرّج و تفريح در جلال‌آباد به قتل رسيد. سردار نصرالله خان نائب‌السلطنه برادر امير، كه با او در جلال‌آباد بود، از عساكر همراه و مردم براي پادشاهي خود بيعت گرفت و به مناطق ديگر نيز براي اعلان به قدرت رسيدن‌اش نامه فرستاد. امان‌الله خان كه در اين هنگام در كابل به سر مي‌برد، با شنيدن خبر قتل پدر و اعلان پادشاهي عمويش، به تب و تاب افتاد و خود اعلان پادشاهي كرد و براي اينكه از فضاي عمومي حاكم بر كشور بهره برداري كند، شعار استقلال افغانستان را در رأس برنامه‌هايش مطرح كرد، و توانست همكاري و پشتباني اكثريت سرداران حكومت را جلب كند. سردار نصرالله‌خان مجبور شد به پادشاهي پسر برادرش امان‌الله خان تن در دهد. او به سرعت عساكر خود را بسيج كرد و در مقابل انگليس‌ها اعلان جنگ داد. چون شعار استقلال در مناطق مرزي خط ديورند بازتاب گسترده يافته بود و جنگ‌هايي هم كه در مقابل انگليس‌ها در مناطق قندهار و خيبر و پكتيا اتفاق افتاده بود انگليس‌ها را به شدت نگران ساخته بود، بنابرآن براي جلوگيري از گسترش شورش‌ها در اطراف ديورند، تلاش كردند زمينه‌ي مصالحه را با اميرامان‌الله خان مساعد كنند. انگليس‌ها بعد از يازده ماه مذاكره با امان‌الله خان رسماً استقلال افغانستان را پذيرفتند. بدين صورت استقلال سياسي كشور بيشتر در زمينه‌ي مناسبات و تحولات بين‌المللي آن زمان، در سال 1919، حاصل آمد.

گزارش ويژه :  ليسه‌ي عالي معرفت

 صفحه (۳)

دموکراسی، انتخابات و انسانی ساختن سیاست

محمد حسین سرامد

به نظر میرسد که مسألهی قدرت سیاسی و مباحث مرتبط با آن محوریترین مسأله در سیاست بشمار میرود. ما بدون آنکه قصد آن را داشته باشیم که به تمام موارد پرشمار مربوط به قدرت بپردازیم، یاد آور میشویم که در نظام دموکراسی تمام این مباحث بر محور اراده و منافع مردم میچرخد، از این رو شمسألهی قدرت سیاسی و تمامی مباحث مرتبط با آن را همواره باید با تکیه بر اراده و رضایت مردم و برای رسیدن به خواستهای مردم مورد بررسی و ارزیابی قرار داد و اراده و منافع مردم را از این جهت معیار ارزیابی قدرت بشمار آورد. این دیدگاه اولاً قدرت را ناشی از ارادهی مردم میداند، و ثانیاً قدرت در صورتی مشروعیت دارد که برای تحقق خواستهها و منافع مردم استفاده شود. بنابراین در نظام‌هاي دموكراتيك قدرت سیاسی خاستگاه مردمي دارد؛ یعنی منشأ اصلی قدرت را  خواست و رضايت مردم تشکیل میدهد. باید درنظر داشت که کلمهی «مردم» در اینجا بر مجموع افرادی اطلاق میشود که در یک جامعه عضویت دارند و به لحاظ هویت اجتماعی و سیاسی دارای اشتراکات رسمی و مورد توافق همگانی اند و هرگز نمیتوان آنها را از همدیگر تجزیه کرد و برای شان هویت فردی قایل شد. یعنی ممکن است افرد بیشماری در تشکیل مردم نقش داشته باشد بدون آنکه بتوان ادعا کرد که چه کسی مردم است و یا کسی و یا کسانی را به معنای دقیق کلمه مردم بشمار آورد. در عین حالی که ممکن است همهی مردم همواره در عملکردهایی که به نام مردم اجرا و ثبت میشود نقش نداشته باشد.  در اینجا به نظر میرسد که مسأله به ناحق گرفتار تعقید میشود، ولی واقعیت این است که مفهوم مردم تا حدود زیادی پیچیده و تعریف ناپذیر است و منظور ما نیز از بیان این جملات لا در لا بیان این پیچیدگی است. وقتی از «رضایت مردم» نیز سخن میگوییم منظور ما رضایت همان مجموعهی افراد تعریف ناپذیر اند که نقش سیاسی و اجتماعی مساوی در تشکیل مردم دارند و از هویت اجتماعی و سیاسی همسان و تجزیه ناپذیر برخوردار اند. بنابراین رضایت مردم یک مفهوم تجزیه ناپذیر است و نمیتوان آن را در میان افراد پراکنده فرض کرد. به تعبیر روشنتر، برای ایجاد مرجعیت قدرت سیاسی به اراده و رضایت مردم به معنای یک کتلهی واحد از کسانی که قدرت بر آنها تسلط خواهد یافت، توسل میجوییم، با آنکه ممکن است همهی آن «کسان» رضایت خود را به صورت صریح ابراز نکرده باشند. این سخن بدان معنا نیست که برای تشکیل قدرت سیاسی باید میان تمامی اعضای «مردم» توافق ایجاد شود. چنین چیزی، مخصوصاً در میان تعداد بیشمار اعضای مردم در ملتهای پرنفوس امروزی، همواره محال مینماید. پس به لحاظ اصولی نباید انتظار داشت که میان تمام افراد مردم توافق نظر وجود داشته باشد.

نکتهای که تاکنون تذکر دادیم ایجاد کنندهی یکی از اصول اساسی نظامهای دموکراتیک است: قرارداد اجتماعی. یعنی قدرت سیاسی بنابر قرارداد میان مردم ایجاد میشود. براساس اصل قرارداد اجتماعی زمامداران و صاحبان قدرت در واقع امانت داران قدرت اند، که بنا بر اراده و رضایت مردم به این مقام تکیه داده اند. اصل قرارداد اجتماعی قدرت را از انحصار افراد و حلقات خاص بیرون میآورد تا هیچ گاه مطابق میل فردی آنان برمردم اعمال نشود. پیشتر از آن که قدرت را ناشی از ارادهی مردم بدانند، برای آن خاستگاههای آسمانی و دور از دسترس مردم قایل بودند و یا آن را میراث اسلاف زمامداران میدانستند. ما به دلایل و توجیهات این نظریهها کاری نداریم، ولی در این نوشته برای ما این مهم است که در هرکدام این صورتها نتیجهی واحد آن بود که قدرت در انحصار افراد و حلقات خاصی قرار میگرفت و بنابر میل فردی آنان برمردم اعمال میشد و نیاز به تذکر ندارد که در آن صورت مردم از قدرت به عنوان امکانی برای رسیدن به خواستها و منافع شان محروم بودند، در عین حالی که همواره هم توسط قدرت سرکوب میشدند. یعنی قدرت در آن صورت «قدرت سرکوبگر» بود.

یکی دیگر از لوازم اصل قرارداد این است که قدرت از لحاظ زمانی محدود میشود و زمامداران، و یا به تعبیر دقیقتر، امانتداران قدرت، براي مدت معيني در مرجعيت استفاده و اعمال قدرت قرار میگیرند. معين و محدود بودن زمان حكومت زمامداران به اين معناست كه مردم صلاحيت آن را دارند كه بعد از مدت معيني كسي ديگر را امانت دار قدرت خود بسازند. از اين رو قرار گرفتن در مرجعيت رهبري و اعمال قدرت سياسي تنها از طريق جلب و كسب رضايت مردم امكان پذير است و هر كسي كه خواسته باشد در اين مقام قرار گيرد بايد مورد توافق و رضايت مردم باشد، در غير آن از هيچ طريق ديگر امكان رسيدن به مرجعيت اعمال قدرت سياسي امكان پذير نيست.

 صفحه (۴)

اراده و رضايت مردم در نظام‌هاي دموكراتيك امروزي از طريق انتخابات تبارز مي‌يابد. انتخابات امكان آن را فراهم مي‌سازد كه مردم فارغ از هرگونه ترس و فشار و نگراني، آزادانه زمامدار مورد نظر خود را برگزينند. مكانيسم انتخابات به گونه‌ اي است كه به صورت طبيعي توافق نظر اكثريت مردم را آشكار مي‌سازد. يعني هركسي مي‌خواهد در مرجعيت رهبري و استفاده از قدرت سياسي قرار گيرد، بايد توافق اكثريت مردم را با خود داشته باشد تا بتواند به مرجعيت اعمال قدرت برسد. در واقع فرض انتخابات براين است كه حكومت بايد توسط اكثريت، يا نماينده‌ي اكثريت، اداره شود، زيرا ما ناگزيريم كه سرانجام راهي براي رسيدن به يك توافق نظر كلي براي ايجاد يك حكومت داشته باشيم. دست‌يابي به اين توافق در جوامع امروزي كه متشكل از مليون‌ها نفر شهروند است، به گونه‌ي مستقيم امكان ندارد و همچنانکه اشاره شد، رسيدن به يك توافق همگاني نيز عملاً ناممكن است، پس بايد ناگزيراً به رأي و نظر اكثريت تن درداد. در واقع اين يكي از نواقص بزرگ دموكراسي شمرده مي‌شود كه رأي و نظر اقليت‌ها در مقابل اكثريت كنار گذاشته مي‌شود و مورد بي‌توجهي قرار مي‌گيرد و يا خواست آنان قرباني خواست اكثريت مي‌شود، در حالي كه دموكراسي اصولاً «حكومت مردم» تعريف مي‌شود و قرار است كه مردم در سايه‌ي دموكراسي به حقوق و مطالبات خود دست بيابند، اما در عمل ناگزيراً حكومت مطابق خواست اكثريت مردم ايجاد مي‌شود نه همه‌ي مردم. اگر قرار است دموكراسي نظامي باشد كه مردم را براي رسيدن به خواست‌هايش كمك كند، اين سوال همچنان بي‌پاسخ باقي مي‌ماند كه چرا بايد اقليت‌ها در مقابل اكثريت از خواسته‌ها و مطالبات خود محروم شوند؟...

اگرچه از لحاظ ساختاري و فني اين نقض در نظام‌هاي دموكراتيك و انتخابي وجود دارد، ولي حكومت اكثريت به هيچ وجه به معناي آن نيست كه اقليت‌ها از حقوق اساسي شان نيز محروم شوند. اكثريت بنابر مكانيسم انتخابات تنها در مرجعيت اداره‌ي حكومت و رهبري قدرت سياسي قرار مي‌گيرند، ولي به هيچ صورت نبايد باعث ضايع شدن حقوق و خواسته‌هاي مردم شوند. اصل بر اين است كه حكومت‌ها بايد تابع خواست‌هاي مردم باشند، مهم نيست كه مردم از لحاظ سياسي چه موقفي دارند، آيا به حكومت موجود رأي داده اند يا نه؟ ولي نبايد حقوق و آزادي‌هاي اساسي آنان مورد بي‌احترامي و بي‌توجهي قراگيرد.

نقش انتخابات صرفاً انتقال مسالمت آميز قدرت است؛ چيزي كه در طول تاريخ هميشه فاجعه‌هاي هولناكي را خلق كرده است. اگر تاريخ بشر را نگاه كنيم به روشني مي‌بينيم كه زمامداران هميشه با قتل عام و كشتار‌ها و ظلم‌هاي گسترده‌اي قدرت را به همديگر تحويل داده اند و همواره باعث ظلم‌ها و تجاوزات بي‌شماري بر حقوق و امتيازات مردم شده اند.

بحث انتقال قدرت، يا آنچنانكه كارل پوپر مي‌گويد، خلع زمامداران هميشه معضل اصلي در سياست بوده است. پوپر قدرت خلع زمامداران را به نام قدرت منفي ياد مي‌كند و مهمترين كاركرد انتخابات را نيز همين مي‌داند. به زعم او آنچه اهميت دارد اين است كه «دموكراسي بايد امكان رهايي بدون خون‌ريزي از يك دولت را كه به حقوق و وظايف خود احترام نمي‌گذارد، يا حتا اگر صرفاً سياست‌هاي آن را نادرست مي‌دانيم، فراهم سازد.»(درس اين قرن، كارل پوپر، ترجمه‌ي عزت‌الله فولادوند) انتخابات بعد از هردوره‌ي معين اين فرصت را به مردم مي‌دهد كه به راحتي و سهولت قدرت را به مرجع ديگري، يا كسي ديگر منتقل كند.

اما اين سوال را فراموش نكنيم كه آيا انتخابات در تمام جوامع نقش موثر خود را مي‌تواند بازي كند؟ يا به تعبير دقيق‌تر چگونه مي‌توان يك انتخابات موثر داشت؟ چه چيزي مي‌تواند نقش انتخابات را در انتقال قدرت به نفع مردم برجسته تر سازد؟

این سوالها نکتهی بسیار مهمی را پیش میکشد که به لحاظ جامعهشناختی قابل طرح است و تحقق موثر نقش انتخابات شدیداً به آن وابسته است: نقش آگاهی مردم از حقوق سیاسی و اجتماعی شان در ایجاد نظام های دموکراتیک و اینکه چگونه میتوانند نقش فردی خود را در درون ساختارهای اجتماعی به موثرترین شکل بازی کنند تا بتوانند نظام شایستهی دموکراتیک و مردمی را ایجاد کنند.

باید دقت کنیم که مسألهی اصلی در دموکراسی مردمی ساختن سیاست و قدرت است؛ یعنی سیاست را به جای آنکه وظیفهی افراد و یا گروههای خاصی بدانیم و آن را در درون قصرها و پشت دیوارهای ضخیم و دروازههای آهنین محصور بسازیم، به عنوان یک پدیدهی اجتماعی به آن نگاه کنیم که در اثر رابطهها و توافقات اجتماعی به وجود میآید و دوباره بر مردم اعمال میشود. یا تعبیر دیگر از سیاست و قدرت باید تقدس زدایی و اسطورهزدایی شود و آنها را به عنوان پدیدههای کاملاً زمینی و مردمی و نیز عرفی نگاه شود. هرگاه چنین دیدگاهی در بارهی سیاست و قدرت پدید آمد به این نتیجه نیز باید تن دهیم که بستر اصلی تکوین سیاست مردم است و میدان بازی آن نیز روابط اجتماعی میباشد. بازیگران اصلی آن نیز مردم اند.

صفحه (۵)

نکتهی بالا یک بحث پدیدارشناسانه در مورد سیاست و قدرت است، ولی با در نظر گرفتن منشأ مردمی قدرت و ارزیابی آن با معیارهایی مثل رضایت مردم، منافع مردم، اصول عدالت و... میتوان مسأله را از نگاه اخلاقی نیز مطرح ساخت. در آن صورت من تعبیر مردمی ساختن سیاست و قدرت را دوست دارم به «انساني ساختن سياست و قدرت» تبدیل کنم. اگر سياست و قدرت انساني نشود مي‌تواند منجر به ظهور خطرناك‌ترين نظام های استبدادي شود و به سركوب حقوق و آزادي‌هاي مردم بپردازد. بحثهایی مثل رعایت ارزشهای عدالت و حقوق بشر، مشروعیت، تساهل و مدارا، همدیگرپذیری و امثال آن، که از اساسی ترین معیارها برای ارزیابی نظامهای سیاسی شمرده میشوند، بیشتر ماهیت اخلاقی دارند و جالب است که توجه کنیم تکامل دموکراسی نیز ناشی از اخلاقیشدن سیاست و قدرت است.

بنا بر استدلال بالا میتوان گفت که «انسانی شدن سیاست و قدرت» لازمهی «مردمی شدن سیاست و قدرت» است. یعنی انسانی شدن سیاست از اینجا قابل اثبات است که قدرت را دارای منشأ و خاستگاه مردمی میدانیم و برای آن شرط «مشروعیت» را قایل میشویم. اين نكته بيانگر اين مسأله نیز است كه دموكراسي و مردمی ساختن قدرت و سياست خود يك اصل است، نه اين كه صرفاً ضرورتي باشد براي مسايل ديگر از قبيل عدالت و...

مسأله‌ي ديگر اين است كه قدرت بايد توسط مراجع قانوني و مشخص مورد استفاده قرار بگيرد تا از تعدد مراجع قدرت و انارشیسم سیاسی جلوگيري شود و مردم بدانند كه در مقابل كدام مراجع مسئول اند و چه كساني حق دارند كه از قدرت استفاده كنند و هر مرجع مطابق قانون کدام مسئولیت ها را به دوش دارد. همچنان نكته‌ي مرتبط با اين مسأله خلع مرجعيت قبلي قدرت سياسي و انتخاب مرجعيت جديد است که در بالا به آن اشاره شد. كسي كه اين مرجعيت را دارد بايد با اراده‌ي مردم انتخاب شود. از اين رو انتخابات به عنوان يك راهكار براي مردمي ساختن سياست و خلع مرجعيت قدرت و گزينش مرجعيت جديد يكي از مهمترين اصول سياست تأسيسي در جهان امروز است.

با اتکا بر نکات بالا انتخابات را بايد از موقف مردم نیز مورد توجه و ارزيابي قرار داد، زيرا بستر اصلي انتخابات مردم است؛ يعني مردم بايد با اشتراك فعالانهی شان در انتخابات تصميم بگيرند كه قدرت را از مراجع قبلي منتقل سازند و مرجعیت تازه‌اي براي استفاده و اعمال قدرت برگزينند. با تكيه بر اين نكته بايد درنظر داشت كه آگاهي مردم از حقوق و نقش شان در معادلات سياسي و انتقال قدرت، و نيز حساسيت آنان در برابر سرنوشت شان بسيار مهم است، زيرا مردمي كه نتوانند با اراده‌ و خواست آگاهانه‌ي خود در انتخابات شركت كنند اولاً ممكن است براي نقش شان هيچ اهميت قايل نباشند و ثانياً ممكن است انتخاب آنها دقيق نباشد و در اثر آن افراد ناشايسته در موقف استفاده و رهبری قدرت قرار بگيرند. در اين صورت انتخابات فقط در حد يك شكل دموكراتيك تنزل مي‌يابد و از ارزش و محتواي خود خالي مي‌شود و ماهيت اصلي خود را، كه همانا تمثيل خواست و اراده‌ی مردم است، از دست میدهد و در نتيجه نمي‌تواند اثر شايسته‌ي خود را براي ايجاد يك حكومت دموكراتيك و متعهد به خواست ها و حقوق و آزادی های مردم خلق كند. فراموش نكنيم كه انتخابات صرفاً يك مكانيسم و وسيله‌اي است براي دموكراتيك ساختن سياست و حكومت. روشن است كه در صورتي كه مردم نقش خود را در انتخابات آگاهانه بازي نكنند، سیاست نیز از انحصار افراد و حلقات خاص بیرون نخواهد شد و حکومت دموکراتیک نیز به وجود نخواهد آمد. در این صورت انتخابات، بدون نتیجهی آن، هيچ ارزشي نمي‌تواند داشته باشد. باید توجه کرد که حکومت مثل چتری است که مردم بر فراز سر خود برمیافرازند و باید مردم از سایهی آن مستفید شوند. در غیر آن حکومت با قدرتی که در اختیار خود دارد، صرفاً به سرکوب مردم خواهد پرداخت. بنابراین حکومت تبلور ارادهی مردم است که توسط انتخابات تبارز مییابد و دقیقاً متناسب است با سطح ظرفیت و آگاهی سیاسی مردم و حساسیت آنان در قبال سرنوشت سیاسی شان. از این جا میتوان گفت که دموکراسی توسط مردمي ايجاد مي‌شود كه در انتخابات آگاهانه شركت كنند و پس از انتخابات نيز نقش حفاظت كننده‌ي خود را با حساسيت آگاهانه‌ي سياسي در قبال سرنوشت شان بازي كنند. و سياست نيز زماني مردمي مي‌شود كه مردم در فعالیت های سیاسی فعالانه شركت كنند. هرگاه مردم نتوانسته اند در انتخابات به خواسته‌های خود دست يابند، نسبت به روند انتخابات بدبين شده اند و در نتيجه به مجموع روند دموكراسي شك كرده اند، ولی باید در نظر داشت که انتخابات همان مکانیسمی است که مردم باید با اشتراک فعالانه در آن خود به ایجاد نظام دموکراسی شایستهی شان اقدام کنند. همچنانکه در بالا اشاره شد، دموکراسی در حالت کمال یافته اش به اخلاق مردم و زمامداران تبدیل میشود. یعنی دموکراسی در حد شعار و رعایت چندراهکار بیمحتوا تحقق یافتنی نیست، بلکه دموکراسی باید در باور و رفتار مردم راه باز کند و به اخلاق مردم تبدیل شود. انتخابات همه چیز نیست بلکه فقط راهکار و امکانی است که سیاست و قدرت را از انحصار افراد و گروههای خاص بیرون میکشد و در میان مردم میآورد، ولی مقدار استفاده از آن و نیز «انسانی ساختن سیاست» حد اکثر به آگاهیِ سیاسی و حساسیت سیاسی خود مردم وابسته است. روشن است که مردمی که نتوانند از این امکان هوشیارانه و آگاهانه استفاده کنند، دموکراسی به معنای اخلاقی آن تحقق نخواهد یافت.

نكته‌ي مهم اينجاست كه مردم بايد خود به حمايت دموكراسي بپردازند. هرگاه مردم آگاهانه و هوشيارانه اين كار را انجام ندهند، روشن است كه دموكراسي بدون زمينه‌های اجتماعی خود به وجود نخواهد آمد و دوام نخواهد آورد. پس دموكراسي همواره با تصميم و انتخاب آگاهانه‌ي مردم به وجود مي‌آيد. از اين رو مي‌گويند كه دموكراسي مال مردمي است كه از نقش خود در سياست آگاهي دارند و همچنان به نقش خود احترام و ارزش قايل اند. با تكيه بر اين نكات مي‌توان به صورت مقايسه اي بررسي كرد كه مثلاً در آمريكا چرا دموكراسي قوام و قدرت بيشتر دارد تا در افغانستان؟ پاسخ اين سوال ما را به نقش مردم در دموكراسي آگاه‌تر خواهد ساخت.

 صفحه (۶)

مرثيه‌ي در سوگ آيينه:  آصف غزنوی

(عالم مجاهد الشیخ وثوق الاسلام )

شربتي از لب لعلش نچشيديم و برفت 

 روي مه پيكر او سير نديديم و برفت 

از روزنه ي  ديرين دلدادگي ، با يك جهان غزل آشنايي حديث عشق ماورايي،

  مرثيه‌ي تلخ جدايي را، مي‌سرايم. در واديهاي بي سبزه و علف غربت، همانند سكوت راز آلود ابدي و بي‌نهايت، مرثيه نا سروده‌ي ماهتاب شبهاي ظلماني بيداد، و مردي از قبيله‌ي استوار و نستوه،را با آتش‌فشان اندوه، همچون انفجار ملتهب و لبريز كوه، در آستانه دلهاي پر از غصه و غمهاي انبوه، مي‌گريم. مي‌گريم ازين غصه‌ي ديرين بشري كه همواره از جفاي روزگار در پيشگاه مدبر پروردگار، ‌و چشمهاي اشكبار و دلهاي بي‌قرار با شِكوَه و گلايه‌هاي غمگسار به نظاره نشسته است. زمان چقدر بي‌وفا و زمانه چقدر ظالم‌اند كه چنين ظالمانه فصل سبز و اميد و تراوت و نويد و بهار جمال و ايام پر جلال و كمال تابستان را به پيري و نا تواني پاييز و برزخ بيداد زمستان سپرده و هرگز بر لاله‌هاي صحرا و گلهاي زيبا، مدارا نكرده و پايمال گذر خويش نموده و مرثيه‌هاي جانكاه را در هر شام و سحرگاه به سرايش گرفته است. درين فصل پاييزي، مرثيه يك بهار، يك بهار بسيار بهاري را كه اينك اسير پنجه‌هاي ظالمانه روزگار گرديده و به سكوت و خاموشي ابدي، و در دام سرد زمستاني پيوسته است، را زمزمه كرده و بغض نيلوفر عشق را با ترنم باران اشك، و نوازش نسيم نيايش، و بشارت فاتحه آمرزش،  به نجوا نشسته، و سوگواران چون بهاران، در آستانه كوه و دشت و دمن از فراق گل اين چمن، مي‌ناليم. آري مي‌ناليم، از درد جدايي وفراق ترنم شبنم بهاري، در دامن رنج سكوت بي‌قراري با يك جهان اندوه سبز و سوگواري، شايد كه باز آرام گيرد اين همه آشوب، اين همه توفان، اين همه درد درون، با قطره‌هاي اشكي از دلهاي شعله‌ور از داغ مرگ ناگهاني. مي‌گرييم از بغض كبود يك آيينه. در آستانه فصل خزان، فصلي كه نواي افسرده و غم انگيز طبيعت را مي‌نوازد و دلها را همگام و همراه با آهنگ خويش به سوگواري و افسردگي مي‌برد و اينك سوگواران در ميان سوگواران فاتحه غروب افق بلند و شكوهمند بهاران را سر مي‌دهيم.
 آري! اين روزها، عده‌ي داغدار با آه و ناله‌ي اندوهبار مرثيه خوانان دل خويشند. زيرا ميعادگاه دل در يك غروب بي‌ساحل و در امتداد چرخ روزگار عاجل، در آخرين سير مسير خود به منزل نشسته و سكوت سنگين و خاموش شبهاي سرد را به ارمغان آورده است. سكوت

سنگيني كه حكايت‌گر يك اتفاق عظيم است. اتفاقي بس ناگوار و طاقت سوز و حسرت زا كه زمين و زمان را به مكث و درنگي معنادار كشانده است. آن حادثه عظيم و دردناك رحلت غريبانه و جانگداز شمع يگانه، شعر و آيينه حضرت حجت الاسلام والمسلمين الحاج علي وثوق الاسلام «ره» است. كه بدين مناسبت مراتب تسليت و تعزيت خويش را به پيشگاه اميد‌بخش آينده‌ها، امام عصر گلها، حضرت حجت حجتها،(عج) و خدمت همه علما و شاگردان و شما سروران گرامي و علاقه‌مندان آن مرحوم ابراز داشته از خداي متعال غفران الهي، آمرزش يزداني را براي آن، مسالت دارم. امروز به ياد بود مردي نشسته‌ايم كه آيينه مجسم و مبرا از تمام دورنگي‌‌ها، دو رويي‌ها، صادق و بي‌ريا، زلال چون دريا، جاري چون رودها، تازه چون گلها، عطوف چون ابرها، بود. راد مردي كه همواره دل در كوي دوست و سر در آستانه كبرياي‌اش مي‌ساييد و بي‌خبر و بي نظر از خدعه‌ها و نيرنگهاي خفاشان، روباهان، شب‌گردان و شب‌پرستاني در كمين نشسته، به روشنگري و نور افشاني در قلب شبهاي تيره و ظلماني مي‌پرداخت و آيينه‌ي صادقي بود كه درست و صحيح آنچه حق و حقيقت در باورش به منصه ظهور مي‌نشست، را روايتگر بود. و هرگز به خاطر موقعيت شخصي، به عوام فريبي و رياكاري متوسل نمي‌شد و خلق را به نام خالق به بردگي و اسارت فكري، ارتجاع اجتماعي، استحمار مذهبي، استثمار اقتصادي، نمي‌كشاند زيرا او يك آيينه بود و آيينه نمي‌تواند و نبايد دروغ بگويد، اگر چنين شود فاجعه‌ي رخ خواهد داد كه بسيار عظيم است و آن، گم گشتگي و عدم آشنايي است. آيينه‌ است كه انسان را با خودش آشنا كرده و تصوير وي را به نمايش مي‌گذارد. اگر آيينه نباشد كِي و چه كساني انسان را با ظاهر آراسته‌اش كه تبارك الله احسن الخالقين است آشنا خواهد ساخت.؟ امروز در رثايي مردي از تبار آيينه‌ها نشسته‌ييم كه همواره شفاف، زلال، و درخشان باقي ماند وگرد و خاك روزگار بر صفحه‌ي باطن او هرگز ننشست تا آن را كدر و تار نمايد. او براي اينكه صفا و زلاليت خود را حفظ نمايد، چه در دوران تحصيلات در حوزه علميه مبارك حضرت آيت الله وحيدي «ره» و چه در نجف اشرف و چه در زمان خدمت و مسووليتهاي اجتماعي، و ديني، در دل شبهاي خاموش و گستره سكوت، سجده بر عرش ملكوت برده و دستهاي خواهش قنوت را، تا اوج آخرين قله پرواز، بلند كرده و سوره‌هاي آفتاب را با موسيقي ترنم ماهتاب، به نجوا گرفته و آواز قناري نيايش را تا نهايت عبوديت و بندگي به زمزمه‌ مي‌‌نشست. باشد كه روح و روان در درياي نافله شب و در جويبار قافله معراج، (تا شود پاك و مجرد چو مسيحا به فلك)، شستشو داده شود. او سياست‌مدار ساده و صميمي و داراي يك چهره واقعي بود. و با چهره واقعي خودش زندگي كرده و نفس مي‌كشيد و هرگز از خودش فاصله نمي‌گرفت و با خودش دايم محشور بود و مثل سياست‌مداران ديگر داراي هزار چهره نبود كه با هر كسي با يك چهره خود وارد معامله و معادله گرديده و آنان را فريب داده تا به مراد و مقصود خود برسند.

صفحه (۷)

مصاحبه ماهنامه پاتو با محترم خداد فقیهی

کاندید مستقل دور دوم پارلمانی افغانستان.

سوال اول: در ابتدا خود را برای خوانندگان ماهنامه پاتو و مردم همیشه درسنگر جاغوری معرفی نموده و از سطح سواد و نیز تجربه کاری تان برای ما بفرمایید؟

خداد فقیهی هستم درسال 1346 در منطقه حوتقل به دنیا آمده ام . دوره ابتداییه را در لیسه حوتقل ، انگوری سپری کردم. و صنف دوازدهم را در لیسه عالی تربیت اسلامی مشهد در سال 1367 تحصیلات عالی را در رشته حقوق اسلامی مقطع لیسانس در ایران ادامه دادم . ویک سال در دپارتمنت فلسفه و علوم اجتماعی اسلامی دانشگاه کابل مشغول بودم. و اکنون در رشته مدیریت تجارت بازرگانی مرکز عالی آموزش رجا مصروف هستم.

درکنار تحصیلات رسمی و اکادمیک دوره های تحصیلی کوتاه مدت در زمینه های تربیت کودک ، تربیت معلم و ادبیات فارسی را نیز گزرانده و مدارکی را دریافت نموده ام.

و همچنان در رشته (( رهبری ارشد)) از انستیتیوت اصلاحات اداری (( احیا مجدد اقتصاد یک ملت)) از دانشگاه کابل ، در بخش گمرکات از وزارت مالیه ، (( محافظت از لایه ازون )) از ریاست ملی اداره محیط زیست مدارک و تصادیق معتبر دارم.

تجارب کاری ام از سال 69 در مسولیت فرهنگی حزب وحدت در ناوه انگوری، عضویت در شورای جهادی غزنی و ریاست فرهنگی حزب وحدت در ولایت غزنی ، امور سیاسی قل اردو ( گروپ اپراتیفی) حزب وحدت در کابل ، ریاست موسسه فرهنگی ، علمی رسول اکرم در کابل ، معاون فرقه 34 پیاده ابرار، سکرتر وزیر تجارت، ریس عمومی ترانزیت بین المللی وزارت تجارت ، معاون تجارت خارجی وزارت تجارت و دیپلمات سفارت افغانستان  در تهران ، می باشد.

سوال دوم: چه عوامل و انگیزه باعث شد تا خود را کاندید نمودید آیا علل و عوامل بیشتر شخصی و درونی بود یا دوستان دیگر شما را انگیزه داده و با شما همکاری

گرچند کاندیدا شدن مد جامعه شده است و هر قشر تعریف از کاندیداتوری شان دارند.  اما من با درک از شرایط کشور و جایگاه ها در آن و ارزیابی از روند ملت سازی و حکومت داری و چالشهای مربوط به آن برآن شدم که با مشوره جمعی از مردم همدل به استقبال دور دوم انتخابات بروم و اگر شد به متحد شدن مردم و ترویج فرهنگ انتخابات تمرکز داشته و مسولیت اساسی خود را پیرامون عزت و سربلندی مردم ادا کنم.

سوال سوم: بسیاری از کاندیدان فعلی در ولسوالی جاغوری از طرف احزاب و ارگانهای سیاسی همکاری و تمویل مالی می شوند بفرمایید که شما از کدام ارگان حمایه می شوید؟

گرچند روابط در حد متعارف به همه احزاب مردم خود و برخی از احزاب موجود در جامعه دارم ولی از طرف حزب معرفی نشده ام خواسته ام با همایت برادرانم که در خارج اند و باهمکاری بعضی از دوستان تاجر ، این مسولیت را به انجام رسانم.

سوال چهارم: دلیل تعدد کاندیدا را در جاغوری در چه می بینید و به نظر شما بازی با آرای مردم خود نوع از نقض  حقوق مردم نیست؟

نگاه کنید که بحث دموکراسی بدون مسولیت در جامعه ما یک بحران را در روند حکومت داری به وجود آورده است. که در این بحران راه بسوی درست انتخاب شدن یا انتخاب کردن دشوار گردیده و از طرف فرهنگ انتخابات یا انتخاب کردن یا نو پا بودن انتخابات در افغانستان وجود ندارد و این روند دقیق یک مشکل را در میان مردم به وجود آورده که صداقت کرداری را از میان مردم برداشته است. و امیدهای کاذب را برای نامزد های این دور ولسی جرگه به بار گزاشته است. که متاسفانه تعدد چهره ها و تکرار چهره ها و ناشناختگی چهره ها نه تنها جفای حقوقی بلکه خساره جبران ناپزیر بر پیکر مرده است.

سوال پنجم: کاندید شدن نیاز به هزینه زیاد مالی دارد آیا وضعیت مالی و اقتصادی شما کفاف این هزینه را می کند، یا همکاری داخلی و خارجی را نیز با خود دارید؟ 

سعی می کنم که با صرفه جویی و کمک برادرانم و حمایت بعضی از تاجران ملی به این مشکل پیروز شوم.

سوال ششم : تعریف شما از پارلمان چیست؟ و افغانستان دارای چند مجلس بوده و کارهای این مجالس باهم چه تفاوت دارند؟

پارلمان خانه قانون گذاری ملت است. افغانستان دو مجلس دارد ، مجلس ملی ( ولسی جرگه) مجلس سنا( مشرانوجرگه) که هر دو از لحاظ ساختاری و کیفی تفاوتهای دارد که در پارلمان  افراد انتخابی است یعنی مردم مستقیم انتخاب می کند و درسنا از میان شوراهای ولایتی و رییس جمهوری منصوب می گردند. و در قانون گذاری پارلمان نقش کلیه تایید یا رد ، اصلاح و وضع قوانین را دارد سنا تقریبا نقش نظارتی را دارد.

سوال هفتم: در صورت که شما برنده شوید می خواهید چه کارهای را برای مردم و منطقه انجام دهید؟

انشا الله د رصورت برنده شدن سعی می کنم آنچه گفته ام عمل کنم و در پارلمان مصوبات قوانین را به وجود بیاوریم. که مردم افغانستان بخصوص حوزه انتخاباتی ما در رفاه و آسایش درعرصه های صحی ، زارعتی، تحصیلی، علمی ، بازسازی یا نوسازی قرار گیرد. وهم وعده می دهم در ارتباط نزدیک با مردم باشم. پیش مردم بیایم و چون گذشته زمان دیدنم برای مردم آسان باشد می کوشم از مردم پنهان نباشم.

 صحفه (۸)

مصاحبه ماهنامه پاتو با محترم محمد علی علی زاده  کاندید شورای ملی دولت اسلامی افغانستان.

سوال اول: در ابتدا خود را برای خوانندگان ماهنامه پاتو و مردم همیشه درسنگر جاغوری معرفی نموده و از سطح سواد و نیز تجربه کاری تان برای ما بفرمایید؟

محمد علی علی زاده هستم متولد سال 1344 . دوره کارشناسی

( لیسانس) حقوق تحصیلات علوم دینی و معارف اسلامی تادوره پایانی سطح .

آشنایی با زبان انگلیسی و کمپیوتر از مجموعه تحصیلات منظم و رسمی من است.

و بصورت جنبی مطالعه و تحقیقات لازم در زمینه های مکاتب فلسفی غرب تاریخ

اندیشه سیاسی تاریخ ادیان و تاریخ عمومی داشته ام فلسفه و کلام اسلامی یکی

دیگر از موضوعات مورد مطالعه و تحقیق من بوده و علاقه مندی فراوان به

ادبیاب داستانی جهان بخصوص ادبیات فرانسه وروسیه داشته ام . تعداد زیاد از

 آثار مطرح آنان را بخصوص آثار بالزاک هوگو داستایفسکی و چخوف را مطالعه

 نموده ام .

فعالیت های فرهنگی من بیشتر با مطبوعات بوده و برای نشریه های مختلف قلم

 زده ام و عضو شورای نویسندگان هفته نامه امروز ما در پیشاور و سردبیر هفته

 نامه راه همبستگی در کابل بوده ام . در دهها سیمنار ورکشاپ و محافل ادبی و

مناظره های سیاسی اجتماعی شرکت داشته ام

تجربه سیاسی اجتماعی من نزدیک به دو دهه را در بر می گیرد که از همکاری

 سیاسی اجتماعی وفرهنگی با حزب وحدت اسلامی افغانستان در

دوران جهاد و مقاومت آغاز می گردد. که تاکنون معاون حزب وحدت اسلامی

مردم افغانستان هستم ادامه می یابد در این میان نماینده مردم جاغوری

 در لویه جرگه اضطراری بوده ام کارمند ارشد کمیسیون مستقل انتخابات قانون

اساسی در دو دوره تسوید، و تدقیق و تصویب در لویه جرگه قانون اساسی بوده ام

ریاست عمومی کمپاین انتخاباتی استاد محقق را در دور اول انتخابات ریاست

جمهوری به عهده داشته ام از فعالین مجمع نهادهای مدنی و دهها مورد فعالیت

های دیگر سیاسی، اجتماعی داشته ام که زکر مفصل آن خارج از ظرفیت این

مصاحبه می باشد.

سوال دوم: چه عوامل و انگیزه باعث شد تا خود را کاندید نمودید آیا علل و عوامل بیشتر شخصی و درونی بود یا دوستان دیگر شما را انگیزه داده و با شما همکاری داشتند؟

عوامل که بیست سال قبل باعث شد تا وارد مبارزه شوم و در عرصه های مختلف جهاد، مقاومت و صحنه های سیاسی کشور همراه با جریان عدالت خواهی و حق طلبی از حقوق اساسی و عزت و آزادی مردم خود دفاع نمایم . امروز در ادامه همان جریان تاریخی مرا وادار ساخت تا خود را کاندید نمایم. تا به حیث نماینده مردم و با حمایت و پشتوانه مردم وارد پارلمان شوم و از این موقف حساس و هم با تصویب قوانین عادلانه ومناسب و با نظارت کامل بر اجرای قوانین به نفع مردم و... از حقوق مردم دفاع نمایم. و در برابر هرنوع بیعدالتی، تبعیض و امتیازطلبی و انحصارطلبی غیرقانونی ایستاده شوم.

سوال سوم: بسیاری از کاندیدان فعلی در ولسوالی جاغوری از طرف احزاب و ارگانهای سیاسی همکاری و تمویل مالی می شوند بفرمایید که شما از کدام ارگان حمایه می شوید؟

من معاون حزب وحدت اسلامی مردم افغانستانم ولی بیشتر از طرف هواداران خود در انتخابات تمویل می شوم و مورد حمایت قرار می گیرم

سوال چهارم: دلیل تعدد کاندیدا را در جاغوری در چه می بینید و به نظر شما بازی با آرای مردم خود نوع از نقض حقوق حقوق مردم نیست؟

تعدد کاندیدان مخصوص و منحصر به جاغوری نیست در سطح

کشور کاندیدان متعدد که واجد شرایط قانونی باشند؛ برای احراز نمایندگی مردم در

 شورای ملی وارد رقابت می شوند هرچند حق قانونی هر شهروند واجد شرایط

کشور است که خود را کاندید نماید ولی بهتر است که کاندیدان محترم که با انگیزه

 های شخصی و غیر مردمی وارد صحنه می شوند

و شانس موفقیت شان را کم می بینند با رای مردم بازی نکند و اجازه دهند که

کاندیدهای جدی و شایسته در یک رقابت سالم و قانونی موفق شوند که به حیث نماینده مردم انتخاب گردند. تا مردم بدون نماینده در پارلمان نمانند . و صدای شان در شورای ملی خاموش نباشد از سوی دیگر وظیفه مردم است که به طرف تعدد کاندیدان ننگرند و از میان کاندیدان متعدد کاندید شایسته و مناسب شان را بدور از وابستگی ها و ملاحظات سمتی ، قولی و قومی و جناحی، فردی و حزبی انتخاب نمایند و شانس موفقیت کاندید شایسته را افزایش دهند

سوال پنجم: کاندید شدن نیاز به هزینه زیاد مالی دارد آیا وضعیت مالی و اقتصادی شما کفاف این هزینه را می کند، یا همکاری داخلی و خارجی را نیز با خود دارید؟

در قسمت هزینه مالی من بیشتر متکی به هواداران و طرفداران خودم هستم و از سویی دیگر سعی خواهم کرد که بیشتر متکی به پول و امکانات نباشم و متکی به پیام و برنامه های اتخاباتی خود باشم و توده های مردمی را بیشتر متوجه پیام ، اهداف و اولویت های کاری و انتخاباتی خود بسازم. من با هرگونه اصراف و کمپاین های پرمصرف و غلط مخالفم و راضی نیستم که با رایج ساختن کمپاین های پرمصرف عرصه را برای مردمان شایسته ومناسب ولی بی پول و هزینه در آینده تنگ بسازم .

سوال ششم : تعریف شما از پارلمان چیست؟ و افغانستان دارای چند مجلس بوده و کارهای این مجالس باهم چه تفاوت دارند؟

در یک نظام مردمی انتخابی و دموکراتیک پارلمان یک رکن مهم دولت است . و

در کنار نهاد اجرایی و قضایی کشور تقنینی و نظارتی می باشد که مردم نماینده

های شان را آزادانه انتخاب نموده  و به پارلمان اعزام می دارد تا از طریق آنان

با تصویب قوانین عادی کشور اعمال اراده نموده و به صورت مستقیم به کارات

دولت و قوه مجریه نظارت داشته باشد و از هر گونه تخلف نهادهای اجرایی

کشور جلوگیری به عمل آورند . خطوط اساسی سیاست دولت را تعیین و بودجه

 عادی و انکشافی کشور را سالانه تصویب و بر اجرای دقیق آن نظارت داشته

 باشند. و همچنین تعهدات و قراردادهای مهم بین المللی دولت را بررسی، قبول و

 یا رد نمایند . و وظایف مهم دیگر که از طریق پارلمان طرح و تعقیب می گردد.

پارلمان کشور ما دارای دو مجلس است که یک ولسی جرگه و دیگری مشرانو

 جرگه می باشند ولسی جرگه مرکب از نمایندگان

 مستقیم مردم است که دارای صلاحیت های قانونی بیشتر می باشد. و مشرانو

 جرگه دوسوم نمایندگان ولایات افغانستان و یک سوم نمایندگان انتصابی ریس

 جمهور کشور را در بر می گیرد. که نوع ترکیبی است ازنمایندگان غیر مستقیم

 مردم و ریس دولت و بیشتر نقش میانجی میان نمایندگان مستقیم مردم و حاکمیت

 را دارد. و صلاحیت های قانونی کمتر نسبت به ولسی جرگه برخوردار است.

سوال هفتم: در صورت که شما برنده شوید می خواهید چه کارهای را برای مردم و منطقه انجام دهید؟ 

وظیفه اصلی و قانونی یک وکیل در پارلمان قانونگذاری و نظارت بر اجرای

 قانون است. کارهای عملی مربوط به نهادهای اجرایی کشور است .

من به حیث یک وکیل پارلمان اگر خداوند مرا توفیق دهد، و مردم مرا شایسته

نمایندگی خود بدانند حد اکثر تلاش خواهم کرد تا از مجرای قانونی بر نهاد های

 اجرایی کشور فشار  وارد سازم و آنان را وادار سازم تا در عرصه های مختلف

رفاه عامه برای موکلین من گام های مناسب و عملی بردارم . درعرصه های معارف، تحصیلات عالی، صحت ، ترانسپورت و راه سازی و آب و برق کاریابی و کارسازی ، ارتباطات مخابرات، تعدیل واحدهای اداری بخصوص ارتقای ولسوالی  جاغوری و ولسوالی های مجاور به ولایت جاغوری تامین امنیت  راه ها، مبارزه  با فساد ادارات مرکزی و محلی و ... از اولویت های کاری من خواهد بود.

صفحه (۹)

بیوگرافی کوتاه محترم : الحاج خداداد عرفانی.

 

کاندید حزب وحدت اسلامی افغانستان در شورای ملی کشور

الحاج خداداد عرفانی فرزند صفدر علی محمدی متولد سال 1332

محل تولد دولنه سنگماشه،  تحصیلات : بکلوریا

سابقه و تجربه کاری:

ازسال 1357 به عنوان پیشتاز در عرصه های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و مبارزات نظامی بوده  ام و در این مدت با حمایت و انتخاب مردم در دفاع از سرزمین و ارزشهای مقدس اسلامی سهم فعال داشته ام .

این جانب درسه دهه گذشته در سمت های مختلف انجام وظیفه نموده ام . در سال 1359 به حیث فرمانده عمومی ولسوالی جاغوری از سوی مردم انتخاب شدم در اثر فعالیت های چشم گیر در دفاع از مردم درسال 1372 مفتخر به کسب درجه نظامی در رتبه ( دگر جنرالی ) گردیدم . در سال 1374 عضویت شورای مرکزی حزب وحدت اسلامی را کسب نمودم . در دوران مقاومت علیه نیروهای بیگانه مسولیت ولسوالی جاغوری و اخیرا ولسوالی قره باغ، مالستان، جغتو ، ناهور و ارزگان را به عهده داشتم.

در دوران دولت موقت به عنوان وکیل مردم در لویه جرگه اضطراری و در دوران دولت انتقالی در جرگه تصویب قانون اساسی حضور یافتم. از سال 1385 تا سال 1389 به حیث ولسوال جاغوری انجام وظیفه نموده ام .

اهداف وبرنامه ها:

پارلمان، منحیث تبلور اراده عمومی ملت، از جایگاه و اهمیت ویژه ای برخوردار است. بررسی کارنامه دور نخست پارلمان آموزه های زیادی را برای ما و شما به همراه دارد. این تجارب به ما می آموزاند که چگونه یک نماینده موفق می تواند درپارلمان کشور از نقش تاثیر گذار برخوردار بوده و در عرصه ای نظارت و قانون گذاری نقش برازنده داشته باشد. اینجانب با درک کامل از جایگاه پارلمان وارد رقابت دراین عرصه شده و اهم برنامه های خویش را با شما شریک می سازم.

در کنار کارات اصولی و تقنینی کشور اهداف و مسایل ذیل ازجمله اولویت های کاری من خواهد بود.

حاکمیت قانون :

قانون اساسی افغانستان به عنوان میثاق ملی از ارزش های دمکراتیک برخوردار است . تطبیق ماده های این قانون می تواند عدالت اجتماعی، انکشاف متوازن و مشارکت سیاسی را عملی سازد. و متاسفانه در 9 سال گذشته قانون اساسی کمتر مبنای عمل بوده  و همین امر سبب شده تا ما شاهد بی عدالتی، انکشاف نا متوازن و عدم مشارکت فعال سیاسی در کشور باشیم . اینجانب تطبیق قانون اساسی و نظارت بر آن را د رتامین عدالت مهم و اساسی می دانم.

امنیت:

امنيت در افغانستان، پيش شرط توسعه به شمار مي رود. نبود امنيت در كشور سبب شده است تا روند بازشازي و نوسازي با مشكل روبرو شود. نبود يك طرح جامع امنيتي عامل اصلي در نا امني ها به شمار مي رود. من با تجارب از سه دهه فعاليت سياسي – نظامي سعي خواهم كرد كه در تد وين استراتژي امنيتي سهم گرفته تا باشد كه شاهد بهبود در وضعيت امنيتي كشور باشيم .

اشتغال:

نبود زمينه اشتغال سبب شده تا بيشتر جوانان كشور راهي كشور هاي خارج شوند . هموطنان ما براي رسيدن به اين كشورها متحمل سختي ها و مشكلات زياد مي شوند. فقر، اعتياد و نا امني هاي اجتماعي از پيامدهاي بيكاري به شمار مي رود. خوشبختانه با بررسي هاي اخير كه صورت گرفت افغانستان از گنجينه اي عظيم معادن و منابع طبيعي بر خوردار مي باشد گفته مي شود كه ارزش 30 در صد معادن كشور به 3 هزار ميليارد دالر مي رسد. ولايت غزني بخش از اين معادن را دارا مي باشد. استخراج معادن كشور مي تواند افغانستان را در بالا بردن عواييد عمومي و اينجاد شعل كمك نمايد. اين مهم از اولويت هاي اساسي من مي باشد.

تعديل واحدهاي اداري:

يكي از خواسته هاي اساسي مردم، و آرزوي هميشگي من تعديل در وواحدهاي اداري كشور مي باشد شخصا از مدت ها قبل در تلاش بودم تا با همكاري شخصيت هاي ملي ، ولسوالي جاغوري را به ولايت ارتقا بخشم. اكنون نيز يكي از اولويت هاي اساسي برنامه من تلاش در راستاي ارتقاي ولسوالي جاغوري به ولايت مي باشد.

ارتقاي كمي و كيفي معارف:

تلاش جهت در ارتقاي كمي و كيفي معارف از اولويت ديگر من است. متاسفانه نا امني ها در كشور بخ خصوص در ولايت غزني سبب شده است تا فرزندان اين وطن از رفتن به مكتب محروم شوند. با اين هم ولايت غزني افتخار داردكه بيشترين اشتراك كنندگان را در كانكور داشته باشد.. ولايت غزني با توجه به متقاضيان زياد براي كانكور نيازمند مراكز تحصيلات عالي و نيمه عالي با امكانات و كدرهاي فعال و تموانمند مي باشد. من تلاش خواهم كرد تا در اين عرصه گام هاي اساسي برداشته شود.

صحت:

دسترسي به مراكز صحي و در ماني از اولويت هاي ديگر من است متاسفانه نبود مراكز صحي سبب شده تا شاهد افزايش در مرگ و مير كودكان و زنان باشيم. ايجاد مراكز صحي در مناطق دور دست و نيازمند و ايجاد مركز خاص درماني براي معتادان از اهداف اساسي من است. اين جانب با وجود چند دهه حضور در عرصه هاي سياسي، اجتماعي، نظامي و فرهنگي و با درك از بافت، ساختار، و مشكلات شما مردم تلاش خواهم كرد تا در صورت حمايت از شما صداي بلند و رساي براي شما و ناظري خوب بر زاويه هاي پنهان حكومت باشم.

 صفحه (۱۰)

مصاحبه ماهنامه پاتو با محترم الحاج محمد ابراهیم عباسی  کاندید  شورای ملی دولت اسلامی افغانستان.

سوال اول: در ابتدا خود را برای خوانندگان ماهنامه پاتو و مردم همیشه درسنگر جاغوری معرفی نموده و از سطح سواد و نیز تجربه کاری تان برای ما بفرمایید؟

با تشکر از ماهنامه پاتو بنده حاجی محمد ابراهیم عباسی هستم فرزند محمد ایوب ساکن قریه کاریز پاتو متولد سال 1322                پدرم در سن 12 سالگی ام برحمت حق رفت و من اکنون 67 سال دارم . تقریبا من از 29 سالگی الی اول انقلاب اسلامی افغانستان یعنی 1358 بحیث قریه دار پاتو از طرف مردم انتخاب و در خدمت آنها بوده و در حل مشکلات آنها کوشیده ام . در سال مذکور که مردم علیه رژیم کمونیستی ترکی دست به قیام زدند دوشادوش آنها قرار داشتم تا اینکه به همت والای مردم، ولسوالی جاغوری فتح و از وجود اشرار خلقی پاکسازی گردیده و بدست مجاهدین افتاد. پس از اندک مدتی که وضعیت جبهات و سنگرهای مردم و مجاهدین طور نسبی سروسامان پیدا کرد، ملت جاغوری اعم از علما، روشنفکران، متنفذین و سایر اقشار مردم بنده را بحیث ولسوال مجاهدین در جاغوری انتخاب نمودند که مدتی یک سال را در خدمت مردم خود بودم . از اینکه مردم جاغوری در یک جنگ نابرابر علیه دولت دارای ارتش و اردوی منظم با پشتبانی ابرقدرت روسیه ، فقط با تفنگ های دودی ( سربی) قرار داشت، نیاز شدید به اسلحه و مهمات برای دفاع داشت. در سال 1359 با مشوره علما و روحانیون ملت جاغوری غرض تهیه اسلحه و مهمات به کشور پاکستان سفر نمودم که در سفر خود موفق شدم تا مقدار اسلحه و مهمات از حزب اسلامی افغانستان بدست آورم که تا حدودی نسبتا مشکلات تسلیحاتی مردم و جبهات رفع گردید. و در سال 1383 بخاطر راپور دروغین بعضی اشخاصهای نا مطلوب از طرف نیروی امریکا از مرکز ولسوالی گرفتار شده و مدت سه ماه در بگرام و قندهار محبوس بودم که بعد از معلومات حقیقی کدام جرم نداشته و آذاد گردیدم و قابل یاد اوری و قابل قدر است که تعداد کثیر از ملت عزیز جاغوری و روحانیت عظام برای آزادی و رهایی من از زندان تلاشهای بی شایبه نموده اند که از زحمت کشی هایشان متشکرم. و در برج 23 قوس سال 1383 الی 17 حمل سال 1387 بحیث قوماندان و ولسوال خاک افغان ولایت زابل همرای یک صد و پنجا نفر عسکر اربکی ایفای وظیفه نموده ام.

سوال دوم: چه عوامل و انگیزه باعث شد تا خود را کاندید نمودید آیا علل و عوامل بیشتر شخصی و درونی بود یا دوستان دیگر شما را انگیزه داده و با شما همکاری داشتند.

2: از آنجاییکه انسان درقبال خود، جامعه و سرنوشت خود دارای مسولیت می باشد، بعنوان یک مسلمان نیز بار سنگین از مسولیتهای اجتماعی متوجه وی می باشد که بگفته پیامبر گرامی اسلام (( کسی که از شب را صبح کند و به امور مسلمین اهتمام نورزد مسلمان نیست. چنانچه گفته شاعراست که :( نفع بخلق اگر نرساند حیات شخص  این زنده مرده را چه سزاوار زیستن.) بنا بر این من بعنوان فردی از این اجتماع بخاطر که توانسته باشم در قبال سرنوشت ملت و جامعه خود و نسل فردای این مردم ادای مسولیت کرده و دین اسلامی و ملی خویش را ادا کرده باشم تصمیم گرفتم تا فریادگر دردها و رنجهای این مردم در مجمع بزرگی از مردم افغانستان باشم.

سوال سوم: بسیاری از کاندیدان فعلی در ولسوالی جاغوری از طرف احزاب و ارگانهای سیاسی همکاری و تمویل مالی می شوند بفرمایید که شما از کدام ارگان حمایه می شوید؟

3: طور یکه تزکر رفت بنده از طرف هیج حزب و گروه کاندیدا نیستم، بلکه مستقلانه از طرف مردم پا به میدان گذاشته ام و می خواهم حقوق مشروع مردم را مطالبه نمایم نه خواست و مصلحت حزب و گروه را. مصارف و بودجه ام نیز عمدتا مشخص بوده و در کنار آن دوستان و مردم نیز از 5 هزار گرفته تا 50 هزار کمک نموده اند که تمام مصارفم را تشکیل می دهد.

سوال چهارم: دلیل تعدد کاندیدا را در جاغوری در چه می بینید و به نظر شما بازی با آرای مردم خود نوع از نقض حقوق حقوق مردم نیست؟

4: در تعدد کاندیدان جاغوری دو عامل را می توان بر شمرد: 1: احزاب 2 : نقش افراد و شخصیتها و... در بیرون از جاغوری .

احزاب شاید تعمد دارد که جاغوری نتواند کاندیدا معرفی کند. در چند دور قبل دیده شده که اکثر کاندیدا مربوط به آنها بوده و مستقیم و غیر مستقیم از حمایه مالی گرفته یا سیاسی و نظامی در به صحنه کشاندن آنها نقش فعال نموده اند. بعنوان نمونه می توان به از دو حزب وحدت اسلامی شاخه استاد خلیلی و استاد محقق در سطح ولایت غزنی  نام برد که هر دو شاخه تقریبا 10 – 12 نفر رسمی و8- 9 نفر را غیر رسمی کاندید معرفی کرده اند. در حالیکه سهمیه کل ولایت غزنی بشمول کوچیها 11 نفر می باشد و همین طور احزاب دیگر اما بخش دیگر سوال (( بازی با آرای مردم)) در صورت که یک وکیل توسط آرای مردم موفق شود و پس از موفقیت برخلاف خواستها و مطالبات مشروع مردم عمل کنند می توان گفت  که وکیل مزبور با آرای مردم بازی کرده است و خیانت را مرتکب شده است . اما وقتی که مردم در انتخاب خود دقیق عمل نکند و امانت خود را به شخص امین و لایق نسپارند د رحالیکه در رای دادن آزاد است، می توان گفت که خود مردم با رای خودشان بازی کرده است. مردم باید کوشش کند که بدور از همه تعلقات حزبی ، گروهی ،دستگی، قومی و منطقه ای فقط به فرد شایسته و دلسوز رای دهد با رایش برباد نرود.

سوال پنجم: کاندید شدن نیاز به هزینه زیاد مالی دارد آیا وضعیت مالی و اقتصادی شما کفاف این هزینه را می کند، یا همکاری داخلی و خارجی را نیز با خود دارید؟

5: فکر می کنم جواب قبلا عرض شد که من مصارف بنده در کنار حمایه مالی مردم عمدتا شخصی بوده است.

سوال ششم : تعریف شما از پارلمان چیست؟ و افغانستان دارای چند مجلس بوده و کارهای این مجالس باهم چه تفاوت دارند؟

6: پارلمان یا مجلس شورا عالی ترین ارگان تقنینی کشور و مظهر اراده آن مردم است. مجلس شورا مرکز تعیین خط مشی نظام، تدوین قوانین و مقررات اجرایی، دادن رای اعتماد  یا رد صلاحیت هیإت دولت، نظارت بر عملکرد قوه مجریه، تصویب طرح و لوایح ، مشخص نمودن برنامه های اجرایی و سازندگی و تعیین اصول سیاست خارجی نظام میباشد. شورای ملی د رواعق متشکل از دو مجلس ( ولسی جرگه و مشرانو جرگه ) می باشد که وظایف و صلاحیت عمومی و خصوصی هر یک از مجلسین را میتوان در فصل پنجم قانون اساسی ماده هشتاد و یک الی یک صد و نهم ملاحظه فرمایید.

سوال هفتم: در صورت که شما برنده شوید می خواهید چه کارهای را برای مردم و منطقه انجام دهید؟

7 : اگر خواست خدا بود من به پارلمان رفتم و مردم به من اعتماد کردند، در چهار چوب صلاحیتهای یک وکیل می خواهم فریاد گر در دها و رنجهای این ملت بوده و تلاش می کنم که مردمم بعنوان یک شهروند واقعی این کشور در کنار سایر شهروندان به  تمام حقوق اساسی خود برسد. و من الله التوفیق.

صفحه (۱۱)

مصاحبه ماهنامه پاتو با محترم شکرالله حیدری

کاندیدای مستقل ولسی جرگه .

  جناب آقای حیدری در ابتداء خود را برای خوانندگان ماهنامه و مردم شریف جاغوری معرفی نمایید . -  

بسم الله الرحمن الرحیم اینجانب شکرالله حیدری درسال  1348 درقریه بدرزار ولسوالی جاغوری متولد شدم و تحصیلات ابتدائی را  در لیسه عالی هدایت جاغوری و مدرسه علمیه مهدیه و مدرسه علمیه هوتقول به اتمام رساندم و تحصیلات عالی حوزوی  را با معادل ماستری در رشته علوم اسلامی از حوزه علمیه درجمهوری اسلامی ایران کسب کردم و درتحصیلات دانشگاهی ، دانشجوی کارشناسی(لسانس) رشته حقوق هستم .

فعالیتها :  

+ تاسیس مدرسه توحید و مکتب وحدت بدرزار باهمکاری مردم منطقه.

×   تأسیس مجمع فرهنگی قلم و انتشار اولین مجله دینی ، فرهنگی بنام     (ن والقلم) در ولسوالی جاغوری با همکاران قلمی.

     +  اتحاد بین دو مکتب وحدت بدرزار و زینبیه چوب و رسمیت آن به سطح لیسه نسوان چوب بدرزار با همکاری مردم منطقه.

×   طرح ، راه اندازی و اداره سمینارهای علمی دین و دینداری در عصرجدید با همکاری اعضای محترم مجمع فرهنگی قلم و مدرسه علمیه مهدیه با شرکت علمی مجمع علماء و طلاب جاغوری .

×   تبلیغات دینی و حضور در مراسمهای مذهبی خصوصا در مراسم بزرگ دهه محرم در مساجد عمومی جاغوری و شرکت در میزگردهای رادیو جاغوری .

×   همکاری در فعالیتهای قرآنی و دینی با دارالقرآن جاغوری و مدرسه علمیه مهدیه.

×    فعالیتهای اجتماعی و عضو و منشی شورای علماء جاغوری.

×   افتخار شغل مقدس معلمی در لیسه های هدایت ، شهداء تبقوس و مکتب وحدت سه قول ،مکتب وحدت بدرزار و مدرسه توحید .

-  چه انگیزه و عوامل باعث شد که خود را کاندید نمودید و آیا دلیل و عوامل بیشتر شخصی و درونی بود و یا دوستان دیگر شمارا انگیزه داده و با شما همکاری داشتند ؟

ما با توجه به زيستن در متن مردم در حوادث تلخ و شيرين گذشته و ارتباط مستقيم با اقشار مختلف جامعه و آشنائي عميق از درد ها و رنجهاي مردم خويش ، معتقديم كه وكالت آن هم از اين ملت غيور جز تعهد عميق در راستاي زدودن غبار رنج و گشودن گره هاي متراكم و گوش فرادادن به فريادهاي از نفس افتاده ستم ديده گان و پاسداري از غرور و منافع هميشه برحق مردم چيزي ديگري نمي باشد .  مابر اين باوريم كه سروري و عزت ، قدرت و شكوه از آن مردم است و بايد در اختيار مردم باقي بماند و  وكيل با اختيار تواضع و سخن شنوائي از مردم و ارج نهادن به خواستهاي مشروع آنان ، باتمام توان در جهت خدمت بمردم ، رفع مشكلات ، كمك به موكلين و انتقال خواستهاي آنان به مراجع ذي صلاح و بسيج ظرفيت هاي قانوني و اجرائي براي بهبود وضع آنها ، كوشش نمايد

وكالت در واقع چوكي قدرت و حكمراني نيست بلكه چوكي خدمت و فرمانبرداري از مردم است . وكيل واقعي ، كسي است كه تمام فكر و تلاش او را ،  گره كشائي از امور مردم ، دفاع از خواستهاي مشروع وقانونی آنان ، جلب توجه مقامات حكومتي و اجرائي به مسايل مردم ، جلوگيري از خودسري هاي مسئولين اجرائي و اداري ، جذب امكانات انكشافي ، وضع قوانين سودمند ، رفع موانع قانوني در زمينه رشد و انكشاف متوازن  در كل كشور و ... تشكيل مي دهد.

بناءا دردها و رنجهای مردم که در واقع درد و رنج خودم هم بود مرا وا داشت تا بتوکل خداوند با وکالت از مردم صلح دوست و خدا محور بتوانیم با همکاری مردم و ایجاد فضای اعتماد به حقوق تضیع شده خود دست یافته و با فرمانبرداری و سخن شنوائی ازمردم یک وکیل به تمام معنی مردمی بوده و صدای مردم را بگوش مقامات حکومتی برسانم .

     -   بسیاری از کاندیدان فعلی در ولسوالی جاغوری از طرف احزاب و ارگانهای سیاسی همکاری و تمویل مالی می شوند ، شما از کدام ارگان حمایت می شوید ؟

 من یکی از کاندیدهای مستقل هستم و از طرف هیچ یک از ارگانها حمایت نمی شوم .

-  دلیل تعدد کاندیدها را در جاغوری در چه می بینید ؟ و به نظر شما بازی با آرای مردم خود نوع از نقض حقوق مردم نیست درحالیکه یک کاندید باید حافظ حقوق مردم باشد ؟

کسانیکه خود را کاندید می نمایند قبلا از کاندیدهای دیگر اطلاعات ندارند و طبق انگیزه که دارند به تنهائی یا با مشوره تصمیم می گیرند تا کاندید باشند و این حق مسلم هر افغان واجد شرایط است و کسی حق  ندارد تا کسانی را از حق قانونی آنان منع نمایند و کدام سیستم هم در جاغوری وجود ندارد که مورد اعتماد مردم باشد و کاندیدان که عضو مردم جاغوری اند با استفاده از آن سیستم زیاده ار حد انتظار ، به میدان  رقابت نیایند . و در ازدیاد کاندیدها گلایه از کاندید نیست بلکه حقی است قابل استفاده بلکه  گلایه ازفضای بی اعتمادی است که در جاغوری وجود دارد و این معضل نتیجه ندانم کاریهای کار گزاران سابق است .ازدیاد کاندیدها و یا کاندید شدن نه تنها بازی با آرای مردم و یا نقض حقوق مردم نیست بلکه رای دادن و رای گرفتن حق مردم است و این وظیفه ای مردم است که بتواند از حق خود استفاده نمایند .

-  کاندید شدن بدون شک نیاز به هزینه زیاد مالی دارد آیا وضعیت مالی و اقتصادی شما کفاف این هزینه را می کند یا همکاران داخلی و خارجی را نیز به همراه دارید ؟

من  برخواسته از میان مردم جاغوری هستم و مردم جاغوری از کاندید خود انتظار مصارف بالا را  ندارد و مطمئن هستم که مصارف گزاف افکار مردم جاغوری را تعییر داده نمی تواند  و قطعا مصارف بالا از پولهای باد آورده است و من در مسیر وزش باد نبوده ام.

ولی آنچه مهم است احساس خودی بودن است و مردم کسی را که از خود و هم نوع خود فکر نمایند به او اعتماد خواهد کرد. من با شناخت که از مردم جاغوری دارم ، شخصیت ، اندیشه و عمل کرد یک کاندید در صدر توجه مردم قرار دارد و مثلی را از زبان برخی از مردم شنیده ام که لازم است ذکر نمایم : میگویند اگر پشت انسان خارشت بگیرد و بخواهیم با دست خود آنرا خارشت دهیم ، دست ما به آسانی محل خارشت را شناسائی کرده آنرا می خارد اما اگر از دست دیگران استفاده نماییم اولا که محل خارشت را پیدا نمی تواند و اگر هم آنرا پیدا کند با ده ها راهنمائی و مشکلات فراوان آنهم نه به وجه احسن .

بناءا خودی بودن و احساس از خود کردن نزد مردم اهمیت زیادی دارد و در صورتیکه کاندیدی برخواسته از متن و از خود مردم و همنوع مردم باشد. در شخصیت و اندیشه او مردم به معنی واقعی وجود داشته باشد و مردم با احساس خودی کردن به آسانی به او ارتباط پیدا کرده و آنرا شناسائی نمایند و مردم به کاندیدی رای بدهند که در واقع به خود رای داده باشند و نتیجه آن هم این خواهد بود که  در قدم اول   بجای آقای فلانه مردم جاغوری را به ولسی جرگه راه پیدا می کند  و در قدم دوم ازدیاد کاندیدها  معضل و مشکلات بشمار نمی آید  .

صفحه (۱۲)

مصاحبه ماهنامه پاتو با محترم  انجنیر نفیسه عظیمی  کاندید  شورای ملی دولت اسلامی افغانستان.

سوال اول: در ابتدا خود را برای خوانندگان ماهنامه پاتو و مردم همیشه درسنگر جاغوری معرفی نموده و از سطح سواد و نیز تجربه کاری تان برای ما بفرمایید؟

اینجانب انجنیر نفیسه عظیمی بنت مرحوم انجنیر مهمد نعیم عظیمی متولد سال 1352ه خ کابل، فارغ صنف 12از لیسه افشار وتحصیلات عالی در انستیتیوت پولی تخنیک کابل دیپارتمنت ساختمانی رشته تعمیرات درسال 1370 مدت پنج سال درلیسه نسوان شهدا بحیث معلم ایفای وظیفه نموده ام و در ضمن در بخشهای کورس های سواد آموزی نتریشن {سوء تغزی} ترینر

{s h w} کارمند صحی درموسسات مختلف اجراء وظیفه نموده ام در سال  1384در انتخابات

شورای ولایتی کاندید بودم که بعد از موفقیت در شورای ولایتی به مدت سه سال به حیث ریس شورای ولایتی کار نموده ام . و در جریان کار شورای ولایتی کارکرد چشم گیر دارم که از جمله چنین می توان یاد آور شد.

1: فعال نمودن دارالمعلمین جاغوری.

2: ایجاد مکاتب جدید التاسیس ممدک چال، جودری و تبرغنگ.

3: حدود هشتاد کورس سواد آموزی در ولسوالی های ناهور، مالستان و جاغوری برای خانم های بی سواد ایجاد نمودم.

4: ایجاد کلینک در قریه جات زیرک، شیرداغ و پاتو.

5: سنگفرش بازارهای انگوری، بابه، سنگماشه ، غجور و هم چنان چراغ های آفتابی برای روشنایی بازارها.

6: رسیدگی به مشکلات محصلین و فارغین دوازدهم مکاتب در امتحان کانکورهمه ساله. و همچنان رسیدگی به دهها مشکلات مردم . درعرصه های مختلف. مثلا: معارف، صحت، انکشاف دهات، زراعت، سارنوالی، قضایی و...

سوال دوم: چه عوامل و انگیزه باعث شد تا خود را کاندید نمودید آیا علل و عوامل بیشتر شخصی و درونی بود یا دوستان دیگر شما را انگیزه داده و با شما همکاری داشتند؟

برای خودم بیشتر احساس ملی و انگیزه فکری بوده تا بتوانم زیادتر به مردم خود خدمت نمایم، چون تجربه ی کاری که دارم می توانم از طریق این نهاد خواسته ها و پیام ها و مشکلات مردم

خویش را به گوش مسوولین مربوط و جهانیان برسانم.

سوال سوم: بسیاری از کاندیدان فعلی در ولسوالی جاغوری از طرف احزاب و ارگانهای سیاسی همکاری و تمویل مالی می شوند بفرمایید که شما از کدام ارگان حمایه می شوید؟

بلی اینجانب از طرف حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان کاندید هستم. و از طریق این حزب مردمی حمایه و تمویل می شوم.

سوال چهارم: دلیل تعدد کاندیدا را در جاغوری در چه می بینید و به نظر شما بازی با آرای مردم خود نوع از نقض حقوق حقوق مردم نیست؟

دلیل تعدد کاندیدان در ولسوالی جاغوری را در خود خواهی و عدم تحمل پزیری در اشخاص می بینم ، در ضمن بازی با آرای مردم به واقعیت نقض حقوق مردم است. و بازهم از مردم شریف جاغوری خواهشمندم که از بین کاندیدان محترم کسانی که لیاقت ، شایستگی و سابقه کاری دور از قوم پرستی ، منطقه گرایی انتخاب نموده و سرنوشت شان را قلم بزنند.

سوال پنجم: کاندید شدن نیاز به هزینه زیاد مالی دارد آیا وضعیت مالی و اقتصادی شما کفاف این هزینه را می کند، یا همکاری داخلی و خارجی را نیز با خود دارید؟

کسی که خود را کاندید می کند باید چند کلمه را با خود داشته باشد

( حمایه مردم ، تجربه کاری، بودجه کافی)

سوال ششم : تعریف شما از پارلمان چیست؟ و افغانستان دارای چند مجلس بوده و کارهای این مجالس باهم چه تفاوت دارند؟

 پارلمان عالی ترین ارگان تقنینی ، مظهراراده  مردم افغانستان که موقع اظهار رای مصالح عمومی و منافع علیایی مردم افغانستان را مدار قضاوت قرار دهد. افغانستان دارای دو مجلس می باشد.( شورای ملی) که متشکل از ولسی جرگه و مشرانو جرگه وظیفه ولسی جرگه طرح و تصویب قوانین ، تصویب بودجه ملی و نظارت بر اجراءات حکومت . وظیفه مشرانو جرگه قوانین را ولسی جرگه طرح می نماید برا ی مجلس سنا ( مشرانو جرگه ) ارسال می دارد . سناتوران محترم وظیفه دارد که بعد از 15 روز با مشوره دادن و اصلاحات دوباره برای تصویب به پارلمان ارسال نماید. که صرف وظیفه مجلس سنا مشوره دادن می باشد

سوال هفتم: در صورت که شما برنده شوید می خواهید چه کارهای را برای مردم و منطقه انجام دهید؟

در صورت که من در انتخابات ولسی جرگه برنده شوم از منافع عموم مردم هزاره دفاع نموده، تعدیل واحدهای اداری افغانستان براساس نفوس، موضوع ولایت شدن جاغوری را پیگیری می نمایم. و آنچه که خواسته برحق مردم جاغوری باشد به وقت و زمان آن به مراجع مربوط رسانده و پیگیری خواهم نمود.

با تشکر از دست اندرکاران ماهنامه پاتو

 صحفه (۱۳)

بیوگرافی مختصر محترم احمد حسین جاغوری کاندید  مستقل ولسی جرگه

بسیاری از مردم می دانند که در زندگی چه باید بکند ولی عده ای کمی برآنچه که می دانند واقعا عمل می نمایند . دانستن کافی نیست باید عمل کنیم.

تحصیلات

تحصیلات ابتدایی در مسعود سعد کابل

تحصیلات متوسطه و عالی در لیسه نادریه کابل

مدت دو سال در دانشگاه انجینیری کابل

مدت سه سال در رشته انجنیری صنعتی در دانشگاه بوفلو نیویورک

مدت دو سال ماستری در رشته ارتقایی ظرفیت سازی محلات در کشور هندوستان، امریکای جنوبی و ایالات متحده امریکا

اشتراک در دهها سیمنار در ایالات متحده و اروپا

تجارب کاری:

 مامور فنی در بخش عملیاتی آریانا افغان هوایی شرکت

نماینده تجارتی راینر برادز در ایالات متحده امریکا

ریس موسسه بنیاد خیریه اتحاد فاوندیشن در ایالات متحده امریکا

مسول موسسه بین المللی فیوچر جنریشن در افغانستان

موسس و ریس شرکت ساختمانی پولغو

موسس و ریس رادیو جاغوری

نماینده افغانهای مقیم امریکا در کنفرانس اول بن

کمک های بشری:

کمک به نیازمندان افغانی در افغانستان و پاکستان

کمک به مهاجرین افغان در ایالات متحده امریکا درخصوص کاریابی و مسکن .

انتقال چهارده تن ادویه برای صفحات مرکزی به کمک موسسات خیریه امریکا

احداث کورس های سواد آموزی در ولایات غزنی، دایکندی و بامیان

احداث کورس های صحی در ولایات دایکندی ، بامیان و غزنی

جلب کمک های پی آر تی در زمینه بازسازی در ولایت غزنی

توزیع البسه زمستانی برای مستحقین در ولسوالی جاغوری

دست آوردها:

اعمار مکتب چهل باغتو به کمک اهالی محترم چهل باغتو وفیوچر جنریشن

اعمار کلینک در دایکندی برای مهاجرین جاغوری

اعمار پل حیدر آباد در شهر غزنی

اعمار پل باد علوم در مالستان به کمک پی آر تی

اعمار سرویس های بهداشتی در شهر غزنی به کمک پی آر تی.

اعمار میدان هوایی برای طیاره های کوچک با همکاری فیوچر جنریشن و بکتیک در جاغوری

حفر بیشتر از 100 حلقه چاه برای مهاجرین که از ایران به شهر غزنی عودت نموده اند.

زمینه کاریابی برای فامیل های بی بضاعت در قلعه شهدا غزنی .

اهداف:

1: دفاع و نمایندگی از حقوق مردم شریف غزنی باستان

2: حل معضله راه جاغوری و تکمیل نمودن سرک قره باغ ـ جاغوری که مردم بتوانند بدون حراس رفت و آمد نمایند

3: توسعه میدان هوایی غجور بطور اساسی که حد اقل هفته دو پرواز به کابل داشته باشد

4: تبدیل نمودن اقتصاد مصرفی به اقتصاد تولیدی .

5: تلاش جهت جلب و جذب نمودن کمک های ملی و بین المللی .

6: اعمار بند برق به ظرفیت 15000 کیلووات در منطقه که باعث به وجود آمدن فابریکه های کوچک گردد.

7: استفاده درست از آب ها جهت بلند بردن تولیدات زراعتی، ساختن فارم های زراعتی و خانه های سبز برای دهقانان و باغداران

 صفحه (۱۴)

بیو گرافی عبدالخالق آزاد: کاندیدای

 مستقل انتخابات پارلمانی در ولایت غزنی

از میان شما برخواسته ام تا از حقوق تان دفاع نمایم.

در این نوشتار کوتاه، کارنامه ی مبارزاتی و زندگی دشوار شخص را جهت تامین توزیع عادلانه ی قدرت سیاسی، ثروت اقتصادی، عدالت ، آزادی و برابری ملیت ها و اقوام ساکن در این کشور قربانی نموده است.

وی بر این باور است که افغانستان تا کنون بهشت صاحبان اراضی زراعتی و سرمایه ی مقامات بلند رتبه دولتی جهنم بینوایان بیکار و بی زمین، زندان اقوام و ملیت های تحت ستم و اسارتگاه بزرگ زنان این کشور است. در بینش سیاسی او بر سرو نوشت سیاسی این حدود بیش از دونیم قرن طبقات بالای ملیت و قوم خاص با تحریک روحیه برتری خواهانه ی ساختار قومی ، در تبانی و اتحاد با اقلیت محدود از دلالان منصوب به ملیت ها و اقوام دیگر و با استفاده از یک ساختار فاسد اداری ، امنیتی و نظامی که وظیفه آن حفظ جایگاه این سرزمین در خدمت سلطه ی سیاسی ، نظامی، اقتصادی و فرهنگی در نظام جهانی بوده، قرار دارد. او سرباز فداکار توده های رنج دیده و فریادگر مطالبات عادلانه و حقوق انسانی فرد فرد این کشور بوده و زندگی را بدون ترس و حراس در دفاع از محرومان و مظلومان در مبارزه با ظالمان، استبداد و استعمار سپری نموده است. همانگونه وی به  عنوان یگانه کاندیدای مستقل انتخابات پارلمانی در ولایت تاریخی غزنی ، از شما مردم رنج دیده اهل معارف، روشنفکران و انسانهای متعهد می خواهد که به این سرباز فداکار تان رای دهید، تا باجرآت و کفایت تمام در جایگاه دیگر از حقوق نظام سیاسی ، توزیع و تقسیم عادلانه بودجه ملی و استقلال کشور دفاع نماید.

زندگینامه شخصی:

عبدالخالق آزاد فرزند خانواده دهقان منور کهنسال در برج حوت سال 1339 ه خ در قریه چهل باغتوی وقی از مربوطات ولسوالی جاغوری دیده به جهان گشو د و در سال 1346 در همان کوه پایه های دور دست شامل مکتب ابتداییه دهاتی و درسال 1349 به صنف چهارم شامل لیسه سلطان مودود جاغوری و در سال 1357 درهمان جا دوره لیسه را به پایان رسانده است. وی در عصرسلطنت و در جریان کسپ تعلیم با ستم حاکم بر مناسبات اجتماعی آشنا و بعد از تحقیق و مطالعه در دوره جمهوری نام نهاد ریشه های سیاسی آن ستم را در دربار حاکم و پیوند آن را با سستم سیاسی حاکم در جهان دریافت، او درهمان دوره و با شناخت از نظام حاکم بر ضد آن به مبارزه آغاز نمود وی کودتای هفت ثور 1357 را نشانه ی دیگر از دست رسی برتری خواهان قومی حول حزب دموکراتیک خلق و بویژه حفیظ الله امین دانسته و در تقابل با آن قرار گرفت. منش و رفتار انتقادی و روشنگرانه وی سبب شد که سه بار در ولسوالی زندانی و برای چهارمین بار مدت را در زندان کوه باد غزنی سپری نماید. بیداد گاه( زندان پلچرخی ) آخرین محل بود که وی در آن مدت را بحیث یک زندانی سپری نمود وی در جریان اعزام به پولیگون توسط صاحب منصب بنام رمضانعلی از مردم ولسوالی ناهور از مرگ نجات یافته و بار دیگر مدت را در پلچرخی سپری و بعد از اشغال کشور توسط روس ها در تاریخ 18 جدی سال 1358 در جریان عفو عمومی از زندان آزاد گردید. بعد از رهایی از زندان به مبارزه خویش ادامه داد و سقوط حکومت مرکزی را به سود ملیت ها و اقوام تحت ستم دانسته و جهت تامین حق خود ارادیت برای همه ی ملیت ها و اقوام محروم به تلاش و تکاپو پرداخت . جهت دست یابی به این مهم از هیج تلاش برای درهم شکستن مبنای مشروعیت بخش نظام حاکم و به ثمر نشستن مطالبات عدالت خواهانه ی مردم که در رقابت حرکتها و جنبش های رهایی بخش تبلور یافته بود لحظه ی فروگذار نکرد اما بدلاییل مختلف حرکتها و جنبش های عدالت خواهانه به ثمر ننشست . به نظر می رسید گسست های فکری و تیوریک در جامعه و فقدان دید روشن نسبت به چشم انداز آینده چالش عمده ی فراروی نیروها و جریان های مقاومت و عدالت خواهانه بود. از این رو، جهت رفع این کاستی ها به کار وفعالیت های تیوریک پرداخت. تدریس، تحقیق و نوشتن، مهم ترین مشغله وی را دراین دوره تشکیل می داد. و در این راستا آثار زیاد را منتشر نمود.

آثار:

1: هزاره و هزاره جات درآیینه تاریخ

2: افغانستان وراه حل مساله ملی

3: هزاره ها و ستم ملی

4: شیر و شکر آزرگی ( فرهنگ عامیانه و فولکلور هزاره ها)

5: هزاره ها و کان کوله

6: هزاره ها در صد سال قبل

مقالات :

1: هزاره ها در صد مقاله

2: هزاره ها در پنجاه مقاله

3: هزاره ها و زندگی غارنشینی( کار زندگی در 5 سال در داخل کشور)

4: سیر و انکشاف معارف در افغانستان.

5: چگونگی رشد و انکشاف معارف در جاغوری

6: هزاره ها و اسکان گزینی درشبه قاره هند.

7: جنبش های سیاسی 50 سال اخیر هزاره ها د رپاکستان، عراق و ایران.

تدریس و فعالیت های آموزشی:

1: معاونت انستیتیوت علوم – کویته پاکستان-

2: بنیان گذار انجمن معلمین مهاجر در شهرکویته پاکستان

3: مدیر مسول مجله شمع آوارگان، ( ارگان نشراتی همان انجمن)

4: عضو هیات تحریر مجله پیام وحدت، مجله نای ، ارشاد ، پیک غرجستان، چتر انسانیت، موج و ماهنامه دیدگاه نسل نو.

5: تدریس در مکاتب مختلف مهاجرین در شهر کویته.

فعالیتهای علمی- تحقیقی

وی که ناظر به نقد و پالایش نظام اندیشگی ، جامعه و مردم بود ، ذهنیت و ضمیر بسیاری از کج اندیشان و تمامیت خواهان را بر‌آشفته فقدان منطق گفتگو که ویژگی بارز جریانهای تمامیت خواهانه در کشور می باشد، سبب گردیده ، که این عده کمر به حذف ببندند اینان از هیج کوشش فرو گذار ننمودند . سؤ قصد ، اختطاف، تهدید به قتل، اتهام، سخنان عنیف و سخیف و تبعید ابزارهای بودند، که برای حذف وی به کار بردند. او که از میان همین مردم فرو دست برخواسته است، با آگاهی کامل از زندگی بی ثبات مردم زحمتکش، فقدان امنیت کاری برای کارگران ، ستم و تبعیض بر زنان ، اعتماد بر نیروی آگاه جامعه جوان به مثابه طلایه داران تغییر و تحول ، مشکلات فر هیختگان جامعه ما به خصوص محصلین گرامی، اقشار وسیع از استادان و معلمین، محرومیت روستا ها در بخش خدمات، بخصوص درمان و سر پناه برای معارف در حال انکشاف ، نابرابری میان مناطق ، یلغار و تهاجم کوچیان بر سرزمین هزاره ها، مشکلات اقشار متحرک و باشهامت جامعه : جوانان برومند که در بخش ترانسپورت و حمل و نقل کالا و مسافرین هر صبح و شام رنج و مصایب را تا اعماق استخوان احساس می نمایند، در راه پر خطر نماینده گی در شورای ملی قدم نهاده است . با توجه به واقعیت های مذکور ، محورهای اصلی اهداف خود را:

1: توزیع عادلانه ی قدرت دولتی در قانون اساسی به نفع ملیت های محروم

2: توزیع عادلانه ی ثروت و بودجه ملی کشور بر مبنای عدالت و حقانیت.

3: لغو کوچ و کوچی گر ی قبایل بر اراضی هزاره ها.

4: تامین امنیت سیاسی و اقتصادی این تیره مظلوم ملیتی .

5: اتخاذ سیاست برابری خواهانه در عرصه کار و زندگی

6: توزیع عادلانه امکانات فرهنگی برای باورهای دینی و مذهبی مردم.

7: توسعه انکشاف مراکز تحصیلی و تعلیمی در این ساحه محروم و دور افتاده. می داند و امید وار است همانگونه که در عرصه ی فرهنگ و معارف با تکیه بر اعتماد شما ، بخش از مسولیت های خویش را انجام داده است، در این آزمون بزرگ با تکیه بر اعتماد شما ، سربلند بیرون بیاید.

 صفحه (۱۵)

سوانح مختصر حسن رضا یوسفی کاندید مستقل ولسی جرگه در ولایت غزنی

من حس رضا یوسفی فرزند معلم قادر در سال 1363 ه – ش در یک خانواده متدین و متوسط در ولسوالی جاغوری ولایت غزنی متولد گردیدم . پدرم معلم بود، از طریق وظیفه  مقدس معلمی در لیسه  های جاغوری ، مالستان و شهر غزنی به تعلیم و تربیه فرزندان محروم پرداخته و دینش را نسبت به جامعه و اولاد وطن ادا نموده است. فعلا به حیث مشاور کمیته سویدن برای افغانها اجرای وظیفه می نماید در سن شش سالگی شامل لیسه شمس العارفین مرکز غزنی گردیده ابتداییه را در همین لیسه و دوره متوسطه را در لیسه سنایی سپری نمودم، بعد از ختم دوره متوسطه به منظور ادامه تحصیل شامل کانکور تدریسات مسلکی شده و بعد از سپری نمودن امتحان کانکور موفق به انستیتیوت مسلکی تخنیک سانوی کابل شدم . از رشته تعمیرات اول نمره عمومی از این کانون علمی سند فراغت را حاصل نمودم و همزمان در ورکشاپ شش ماهه دانشکده ژورنالیزم دانشگاه کابل شده و سند فراغت آن را بدست آوردم . دو سال بحیث سردبیر نشریه آرزوی مردم ایفای وظیفه نموده و در سال 1384 عضویت شورای عالی مرکز اتحادیه ملی ژورنالیستان وخبرنگاران افغانستان را کسب و تا بحال وظیفه ژورنالستی را ادامه داده و مسول تفتیش اتحادیه ملی ژورنالستان و خبرنگاران افغانستان می باشم. و متعاقبا نظر به علاقمندی خاص که داشتم درسال 1385 شامل دانشکده حقوق وعلوم سیاسی دانشگاه بلخ گردیده و در سال 1388 تحصیلات خویش را به پایه اکمال رسانیدم.

درکنار ادامه تحصیلاتم احساس مسولیت در قبال جامعه محروم و زجر دیده ام مرا واداشت تا در عرصه های اجتماعی و فرهنگی گام برداشته  به منظور حل مشکلات مردمم در این راستا همکاریهای جمعی از همفکران و هم اندیشانم در اوایل سال 1386 با تعداد از هموطنان خویش از ملیت های مختلف گرد هم جمع شده نهاد را با نام کانون آگاهی وبرابری افغانستان تاسیس و جواز فعالیت را رسما از وزارت عدلیه جمهوری اسلامی افغانستان بدست آورده و در یک انتخابات عمومی به حیث ریس عمومی این نهاد انتخاب گردیدم . بعدا از طریق این نهاد فعالیت های اجتماعی و فرهنگی در شمار از ولایات کشور راه اندازی نمودم، خصوصا در ولایت غزنی و ولسوالی ها ی آن از جمله ولسوالی معارف دوست جاغوری، امتحانات آزمایشی کانکور را بطور رایگان در تمام لیسه های آن، در چندین دوره برگذار نمودم. و چند مدت را به صفت مسول دفتر ریاست معارف ولایت غزنی نیز ایفای وظیفه نموده ام. و فعلا نماینده ی عمومی محصلین ولسوالی جاغوری نیز می باشم. و حال با توکل به خدای بزرگ و همکاری و دعای خیر شما مردم می خواهم به عنوان یک جوان که سراسر زندگی ام را در درس وتحصیل تشکیل داده است در عرصه های مبارزات انتخاباتی بروم یقین دارم که در این راستا دعای خیر شما بدرقه راه من خواهد بود، من تعهد می سپارم که در راه دفاع ازمردم واحقاق حق آنها لحظه ی ساکت نبوده و جهت نیل مردم به اهداف والای انسانی و اسلامی شان شب و روز مساعی بخرج دهم، لطفا به من رای دهید قول می دهم از امانت شما به خوبی حفاظت کنم .

 صفحه (۱۶)

چه خبرها؟

1: ساختمان مکتب شهید قربانعلی به زودی تعمیر می گردد.

 این مکتب که از بدو تاسیس شان تا حال سالهای زیاد می گزرد، شاگردان آن در گرمای تابستان و سرما می سوختند و می ساختند. ولی گرمی محبت و دوستی این شاگردان نسبت به فراگیری علم و هنر و... بیش از آن بود که دلسرد شده و کناره گیری کنند. به اثر تلاش و مقاومت این شاگردان و مردم و نیز مسولین این مکتب درخت صبر این ملت به ثمر نشسته و به زودی انشاالله کار ساختمانی این مکتب از طرف( پی آر تی) شروع شده و زمینه خوب تعلیمی و تربیوی برای فرزندان این خطه فراهم خواهد شد.

2: آقای خداد فقیهی یکی از کاندیدان محترم  دور دوم پارلمانی به مکتب شهید قربانعلی همکاری و مساعدت نمود.

خیمه های پاره پاره و فرش های از هم گسسته ای مکتب شهید قربانعلی دل هر بینند ه را مخدوش و متاثر می کرد. و هرچه فریادها بلند شد و صدای مظلومیت شاگردان این مکاتب را به سمع دست اندرکاران رسانده شد  . گویا به سنگ گفتیم. بالاخره خداوند شخص دلسوز و روشن ضمیر جناب آقای فقیهی  را به یاری این شاگردان رساند که ایشان با خرید سه خیمه سرپناه مناسب برای این شاگردان آماده ساخته و اکنون شاگردان در زیر شلاق های سوزان آفتاب قرار ندارند. و دعای خیرشان را بدرقه راه این عزیز می کنند

3:  ماهنامه ( عصر ما ) شماره دوم اش را منتشر کرد.

( عصر ما ) که آرمان نسل ما بود، پس از سالها و مدتها انتظاری بالاخره تولد یافت. و آنهم توسط جمع از قلم بدستان مجرب، آگاه و دردمندان جامعه از ناوه حوتقل انگوری . این ماهنامه که به شکل روزنامه نشر گردیده از کیفیت بسیار بالا و دیزاین عالی برخوردار بوده  و مطالب کاملا خواندنی و شنیدنی را در خود جای داده است. امیدواریم این ماهنامه به هفته نامه و سر انجام به روزنامه تبدیل گردد. تولد این نوزاد علمی فرهنگی را  به مردم و شاگردان ولسوالی جاغوری مبارکباد می گوییم.

4 : مسابقه بزرگ علمی فرهنگی توسط دو کودک مهاجر (محمد و آزاده ) راه اندازی گردید.

محمد و آزاده دو تن از  پرستوهای مهاجر  در شهر آکسفورد لندن هر ساله قرار است پولهای قلک شان را برای برندگان مسابقات قرآنی -  فرهنگی در پاتو اختصاص دهند. امسال نیز  به مبلغ 6000 برای شاگردان مکتب شهید قربانعلی فرستاده بودند که مسابقات 2 ماه طول کشید و بالاخره به دوازه بهترین جوایز نفیس ( یک جوره لباس ) اهدا گردید. اسامی برندگان مسابقات قرار ذیل است:

در بخش سخنرانی:

زاکر حسین مقام اول ، هوا فیاضی مقام دوم  و نعمت الله نظری مقام سوم

دربخش معلومات عمومی ( پرسش و پاسخ)

فاطمه احمدی  مقام اول صبریما نظری مقام دوم و اسمعیل نظری مقام سوم

در بخش روخوانی قرآن کریم:

محمد زکی فیاضی مقام اول رفیع الله حسینی مقام دوم و حسین بخش مقام سوم

در بخش تلاوت قرآن کریم:

محمد نسیم حیدری مقام اول  محمد مهدی سروری مقام دوم  و الطاف حسین خلیلی مقام سوم .

5 دار القرآن نور پاتو  تاسیس شد .

بنابه نیاز شدید و مبرم که احساس می شد جمعی از دوستان تصمیم گرفتند مرکز قرآنی را به منظور ترویج فرهنگ قرآنی و آشنایی فرزندان با علوم قرآنی راه اندازی نمایند و این مرکز قرار است در سراسر منطقه و در هر مسجد کورسهای قرآنی را راه اندازی و نیز مسابقات را برگذار نموده و برندگان مسابقات را با اعطای جوایز تشویق نمایند . و برگذاری مراسم دیگر دینی و میهنی یکی دیگر از اهداف این مرکز خواهد بود.

6 : خسارات شدید سیلاب در پاتو و مناطق همجوار آن .

سیلاب که به اثر آن خیلی از مناطق در سراسر کشور  خساره مند گردید. پاتو را نیز خساره مند ساخته و مشکلات مردم را چند برابر ساخته است . قوناغ و  میدان و نیز قسمت از مناطق کاریز بیشتر از مناطق دیگر خساره مند گردیده . از جمله قریه اولگگ که به اثر بارش و سیلاب که دو سال قبل اتفاق افتاده بود و تا هنوز سرک کوهستانی این منطقه ساخته نشده بود و امسال قبل از چند ماه بالاخره ساخته بود . متاسفانه بار دیگر کاملا از بین رفته و زمینه انتقال مواد غذایی و دیگر مایحتاج زندگی را به شدت مشکل ساخته است. و اما در مناطق همجوار پاتو ( قره قل و راش) بیشتر بوده که هم تلفات انسانی داشته و نیز خسارات زیاد به این مردم وارد آمده است. و 65 راس از  حیوانات ( بز و گوسفند ) این مناطق و نیز دو چوپان را سیلاب باخود برده اند. اگر دولت و مراکز خیریه به مشکل این مردم رسیدگی نکنند . زندگی دوباره در این مناطق کار مشکل خواهد بود.

7 : مسابقه مقاله نویسی و شعر نویسی برگذار می گردد.

به اطلاع عموم برادران و خواهران رسانیده می شود اینکه : مسابقه بزرگ مقاله نویسی و شعر راجع به ( سر دار دلیر عرصه های مقاومت شهید ابوذر غزنوی) برگذار می گردد . شما می توانید تا دو هفته بعد از عید فطر نیز مقالات و اشعار خود را به ادرس کتابخانه مکاتب پاتو بفرستید و برندگان این مسابقه جوایز بزرگ اهدا  خواهد شد

9: رمضان امسال در فضای پربار تر برگذار شد.

در رمضان امسال در بسیاری از مساجد از اول الی آخر ماه مبارک رمضان مراسم افطار دسته جمعی توسط مردم متدین و خیرخواه ، نماز جماعت با حضور گسترده مردان ، زنان و نیز نوجوانان ، درسهای پیرامون ( اخلاق، خانواده و...) و مراسم قرآن خوانی بر گذار می گردید که این کار با استقبال عموم مردم وبخوص جوانان و نوجوانان مواجه شد.

نوشته شده توسط نصرالله مومن زاده در 5 بعد از ظهر |  لینک ثابت   •